ایضاح نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ایضاح - نسخه متنی

الفضل بن شاذان الأزدی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ناقه صرصر روشى خوش تكى * كوه بپشت وى وكوهان يكى از اثر تندى آن خوش نشان * خاك برفتار چو ريگ روان گفتى از آن سان كه سبكتاز بود * همچو شتر مرغ بپرواز بود سالكي آزاده ز سامان راه * سينه خود در بغلش نان راه از خورش مائده روزگار * شعله صفت كرده قناعت بخار كف بلب آورده زمستى وهوش * بر صفت صوفي پشمينه پوش بيم وى از دورى منزل نبود * گرده شتر بود شتر دل نبود كرد نمايان جل رنگين بناز * همپو عروسي كه نمايد جهاز راند بسرعت شتر آن نوجوان * گشت چو نزديك بآن خوش مكان رفت سوى روضه نخستين چو باد * كرد طوافي ز سر اعتقاد پس بسر قافله بى شمار * بار فكن گشت چو ابر بهار مردم آن قافله را جابجا * داد سوى تربت حاتم صلا سفره أي از مائده ترتيب داد * جانب آن قافله برد وگشاد سفره أي از مائده آراسته * يافته دل هر چه درو خواسته سفره چو برداشته شد از ميان * عذر طلب كرد از يشان جوان قاعده مهر وكرم تازه كرد * رو بسوى صاحب جمازه كرد گفت: گلى از چمن حاتمم * همچو زبان بر سخن حاتمم دوش زانديشه چو خوابم ربود * شعله صفت گرم بچشمم نمود گفت كه: امشب ز قضا ناگهان * قافله أي گشت مرا ميهمان مقدم شان گرچه خوش آهنگ بود * وقت چو دست ودل من تنگ بود يك شتر اكنون ز همان كاروان * قرض گرفتم پى ترتيب خوان خيز كه هنگام خور وخواب نيست * در لحدم از غم اين خواب نيست مائده أي در خور احسان من * آنچه تو ديدى بسر خوان من



ont>




/ 564