حکمت 360 - ترجمه نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه نهج البلاغه - نسخه متنی

فتح الله کاشانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

حکمت 360

(و قال عليه السلام: ان الله سبحانه وضع الثواب) به درستى كه خداى تعالى وضع كرد ثواب را (على طاعته) بر فرماندارى خود (و العقاب على معصيته) و عقوبت را بر نافرمانى خود (زياده لعباده عن نقمته) به جهت بازداشتن بندگان را از عقوبت خود (و حياشه لهم الى جنته) و به جهت جمع كردن ايشان را و داخل ساختن به بهشت

حکمت 361

(و قال عليه السلام) اخبار مى فرمايد در اين فصل، احوال مردمانى كه در آخرالزمان پيدا شوند به اين طريق كه: (ياتى على الناس زمان) مى آيد بر مردمان زمانى (لا يبقى فيهم من القران) كه باقى نمى ماند در ميان ايشان از قرآن (الا رسمه) مگر اثر او كه تلاوت است به زبان نه به عمل به جوارح و اركان (و من الاسلام الا اسمه) و از اسلام مگر نام او (مساجدهم يومئذ) مسجدهاى ايشان در آن روز (عامره من البناء) آبادان شوند از بنا كردن (خراب من الهدى) خراب باشند از امامانى كه هاديان و راه نمايندگان باشند بر حق (سكانها) ساكنان مساجد (و عمارها) و عمارت كنندگان آن (شر اهل الارض) بدترين اهل زمين باشند (تخرج الفتنه) از ايشان بيرون آيد فتنه و بلا (و اليهم تاوى الخطيئه) و به سوى ايشان ماوى و پناه گيرد گناه (يردون) بازگردانند (من شذ عنها) كسى را كه تنها ماند از آن فتنه (فيها) در آن فتنه به عنف بسيار (و يسوقون) و برانند (من تاخر عنها) كسى را كه باز پس ماند (اليها) به سوى آن به اجبار (يقول الله سبحانه) مى فرمايد خداوند عالميان كه منزه است از معايب و نواقص (فبى حلفت) پس به ذات خود سوگند مى خورم (لابعثن على اولئك) هر آين
ه برانگيزانم به سوى ايشان (فتنه اترك الحكيم فيها حيران) فتنه و بلايى كه بگذارم حكيم و ماهر علوم را در آن حيران و متحير و سرگردان (و قد فعل) و به تحقيق كه كرد آنچنان.

يعنى آن نوع فتنه را به عمل آورد اين كلمه دال است بر آنكه آن حضرت دريافته آن زمان را، پس چگونه باشد حال ديگر زمان (و نحن نستقيل الله) و ما طلب اقاله مى كنيم از خداى تعالى (عثره الغفله) به سر درآمدن غفلت را يعنى از خدا درمى خواهيم كه زايل گرداند خبطى را كه از ممر غفلت از ما صادر مى شود.

/ 651