حکمت 357 - ترجمه نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه نهج البلاغه - نسخه متنی

احمد سپهرخراسانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

حکمت 357

فكر آيينه اى است صاف و عبرت گرفتن از حوادث چيزى است كه آدمى را مى ترساند و پند مى دهد، همين قدر ادب براى تو كافى است از آنچه براى ديگران نپسندى دورى كنى.

حکمت 358

علم وابسته به عمل است، آنكه بداند عمل مى كند، علم عمل را مى خواند، و اگر در پى او رفت خوب و اگر نرفت از آن دست برمى دارد.

حکمت 359

اى مردم كالاى دنيا گياهى است ناچيز و مسموم، از مراتع آن دورى گزينيد، چه دل كندن از آن سودمندتر است تا استفاده از آن، و به قدر ضرورت برداشتن بهتر است از اندوختن زياد. براى زياده طلبهاى دنيا فقر مقدر شده است، و به آسودگى كسى كه از آن قناعت كرده يارى شده است، و هر كه را زينت و زيباييهاى دنيا به شگفتى اندازد ، ديدگانش را كور كند، و هر كس عشق او را در دل بگنجاند و به آن مشعوف شود، گرفتار غم و اندوهى كند كه هميشه دلش خلجان داشته باشد و در اضطراب بسر برد، قصد كارى او را گرفتار كند، تصميمى او را غمگين سازد، و به همين گونه در كشاكش است تا نفسش بند آيد، و او را به بيابان اندازند، و رگ حياتش بريده شده، بدانسان كه فناى او براى خدا آسان است، و انداختن او به گورستان هم براى يارانش سهل مى باشد. مومن دنيا را جاى عبرت مى داند، و از آن به اندازه ضرورت روزى برمى گيرد، سخن آن را به گوش خشم و دشمنى مى شنود، اگر گفته شود مالدار شد، گفته مى شود بى چيزى در پى خواهد داشت، و اگر به وجودش شاد شوند، به مرگش ناشاد گردند، چنين است عادت دنيا، و روزى كه نوميد مى شوند نيامده است.

/ 396