حکمت 409 - ترجمه نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه نهج البلاغه - نسخه متنی

احمد سپهرخراسانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

حکمت 409

به كسى كه در حضورش گفت: (استغفرالله) گفته است: مادر به سوگت بگريد، آيا مى دانى استغفار چيست، استغفار مقام و مرتبه مردمى عالى مقام است. و شش معنى دارد: اول پشيمانى از كارهاى ناشايست گذشته، دوم اراده به ترك هميشگى آنها ، سيم اين كه حقوقى كه از هر كس گرفته به آنها برگردانى به طورى كه در حضور خدا شسته و رفته باشى، چهارم آنكه امر واجبى كه از دست داده اى قضاى آن را بجا آورى، پنجم آنكه بران شوى آنچه گوشت بدن تو از مال حرام روييده با غم و اندوه آب كنى به حدى كه پوست تو به استخوان چسبد، و سپس از مال حلال بين آنها گوشت نو برويد، و پر شود، ششم جسمت را رنج طاعت بچشانى همان طورى كه حلاوت معصيت چشانده بودى پس در اين وقت است كه بگويى (استغفرالله).

حکمت 410

حلم به منزله قوم و خويش است.

حکمت 411

بيچاره فرزند آدم، مرگش نامعلوم است، مرضهايش پنهان است، اعمالش ضبط مى گردد، پشه اى او را آزار مى دهد، گرفتن آبى در گلو او را مى كشد، عرقى او را بدبو مى سازد.

حکمت 412

در بين ياران خود نشسته بود كه زن زيبايى عبور كرد، يارانش به او نظر انداختند، در اين حال گفت: ديده هاى اين نرها سر به هواست. اين طور نگاه كردن تحريك شهوت كند، و چون يكى از شما به زنى نگاه نمايد كه او را خوش آيد، با اهل خود بايد مباشرت كند، كه آن زنى است مانند زنان ديگر. در اين حال يكى از خوارج برخاست و گفت: خدا او را به حالت كفر بكشد چه اندازه داناست! ياران امام برخاستند كه او را بكشند گفت: دست نگهداريد كه دشنام را با دشنام و فحش را با فحش كيفر دهند يا اين كه از گناهش درگذرند.

/ 396