عاشورا حماسه جاوید نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عاشورا حماسه جاوید - نسخه متنی

سید محمد شفیعی مازندرانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


كرد. نماينده، با ديدن آن سر نورانى، از يزيد پرسيد: اين سر از كيست؟ يزيد گفت: از
حسين، پرسيد: پدرش كيست؟ گفتند: على بن ابى طالب. از مادرش پرسيد. گفتند: فاطمه بنت رسول الله. در اين هنگام آن مرد رومى گفت: «واى برتو و بركيش تو، كيش من از كيش تو بهتر است.»

و افزود: «پدرم از نبيره هاى داوود است كه پدران فراوانى ميان من با داوود فاصله اند و نصارى مرا مورد احترام ويژه خود دارند ولى شما كسى كه ميان او و پيامبر يك مادربيش فاصله نيست به قتل مى رسانيد؟ اين چه آيينى است كه شما داريد؟!» 1

ابن حجر مى نويسد: «هنگام حركت اسرا به سوى شام، راهب مسيحى كه از دور ناظر ورود آنان بود، درباره «سر» پرسيد. بعد از آگاهى از سر امام حسين(عليه السلام) ، به آنان گفت: «شما قوم بدى هستيد!» و سپس تقاضا كرد تا با پرداخت ده هزار دينار، يك شب ميزبان آن سرِ مطهّر باشد و آنان نيز پذيرفتند. او آن سر را با عطر و گلاب شستشو داد و تا صبح در برابر آن به عزادارى پرداخت و بعد مسلمان شد و از «دَير» بيرون آمد و به پذيرايى اهل بيت امام(عليه السلام) پرداخت. 2

يحيى بن حكم ـ برادر مروان ـ نيز با ديدن سرحسين(عليه السلام) اعتراض كرد و به عنوان مخالفت، مجلس يزيد را ترك كرد و گفت: «در هيچ كارى با شما همراهى نخواهم كرد». 3

ب ـ انزوا به عنوان اعتراض
:

* يكى از شاميان در شام، با ديدن سرحسين(عليه السلام) ، از دستگاه خشمگين شد و به خانه رفت و تا مدت زمانى طولانى در را به روى خود بست و به عنوان اعتراض از خانه بيرون

1 . أُفٍّ لَكَ وَلِدينِكَ، ليَ دينٌ أَحْسَنُ مِنْ دينِكُمْ، إِنَّ أَبي مِنْ حَوافِدِ داوُدَ

(عليه السلام) وَ بَيْني وَ بَيْنُهُ آباءٌ كَثيرَةٌ، وَ النَّصارى يُعَظِّمُونَني وَ يَأْخُذُونَ مِنْ تُرابِ قَدَمَيْ تَبَرُّكاً بى بِأَنّي مِنْ حَوافِدِ داوُدَ

(عليه السلام) ، وَ أَنْتُمْ تَقْتُلُونَ إِبْنَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ

(صلى الله عليه وآله) ، وَ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ نَبِيِّكُمْ إلاّ أُمٌّ واحِدَةٌ، فَأَيُّ دين دينُكُمْ؟!

2 . الصواعق المحرقه، ص 119

3 . ارشاد، ص 246 ; تاريخ طبرى، ج4، ص356

/ 348