راه روشن جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

راه روشن - جلد 8

ملا محسن فیض کاشانی؛ مترجم: سیدمحمد صادق عارف

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

بنابراين بر هر هوشمندى كه به خداوند و روز بازپسين ايمان دارد حتم و لازم است كه از محاسبه نفس خويش و سختگيرى بر آن در همه حركات و سكنات و خطورات اقدامات خود غفلت نورزد، چه هر نفسى از انفاس عمر آدمى گوهرى نفيس است كه براى آن عوضى نيست و مى‏توان با آن گنجى خريد كه تا ابد نعمتهاى آن به پايان نرسد. لذا بيهوده از دست دادن آن و يا صرف كردن آن در چيزى هلاكت‏بار زيانى هنگفت و بزرگ است كه هيچ عاقلى آن را روا نمى‏شمارد.

از اين رو هنگامى كه بنده روز را آغاز مى‏كند و از فريضه بامداد فارغ مى‏شود بايد ساعتى دلش را براى مشارطه با نفس فارغ گرداند، چنان كه بازرگان به هنگام تسليم كالا به شريكى كه عامل اوست مجلس خويش را براى مشارطه با وى خالى مى‏كند، و به نفس خود بگويد:

من بضاعتى جز عمر خود ندارم و اگر آن از ميان رود همه سرمايه‏ام از دست رفته است و از تجارت و كسب منفعت نوميد مى‏شوم. اين روز نو را خداوند به من مهلت داده و مرگم را به تأخير انداخته و بدان به من انعام فرموده است به طورى كه اگر مرا بميراند آرزو مى‏كنم كه براى يك روز مرا به دنيا باز گرداند تا در آن عمل صالحى انجام دهم. اكنون فرض كن مرده‏اى و تو را به دنيا باز گردانيده‏اند بپرهيز از آن كه اين روز را ضايع كنى چه هر نفسى از نفسهاى آن گوهرى است كه بهاى آن را نمى‏توان تعيين كرد.

بدان شبانه روز بيست و چهار ساعت مى‏باشد و در خبر آمده است كه: «در هر شبانه روز بيست و چهار خزانه صف كشيده شده در كنار هم به بنده عرضه مى‏شود. يكى از آن خزانه‏ها براى او باز مى‏شود آن را پر از نور حسناتى مى‏بيند كه در اين ساعت انجام داده است و او در نتيجه مشاهده اين انوار كه وسيله‏اى براى وى نزد خداوند جبار است چنان شاد و خوشحال مى‏شود كه اگر شادى او را بر دوزخيان تقسيم كنند از خوشحالى مدهوش مى‏شوند و سوز آتش را احساس نمى‏كنند. سپس خزانه ديگرى برايش باز مى‏شود كه سياه و تاريك است و بوى گندى از آن برمى‏خيزد و تاريكى آن او را مى‏پوشاند، و اين همان ساعتى است كه وى در آن خدا را نافرمانى كرده است. پس چنان ترس و وحشتى او را فرا مى‏گيرد كه اگر آن را ميان بهشتيان توزيع كنند نعمتهاى بهشت بر آنان منغّص مى‏شود. سپس خزانه ديگرى برايش باز مى‏كنند كه خالى است و در آن چيزى نمى‏بيند كه او را شاد يا بد حال كند، و اين همان ساعتى است كه او به خواب رفته و يا آن را به غفلت گذرانده و يا در آن به چيزى از امور

/ 443