راه روشن جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

راه روشن - جلد 8

ملا محسن فیض کاشانی؛ مترجم: سیدمحمد صادق عارف

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

است. على (عليه السلام) به آن حضرت نزديك شد به حدّى كه در زير رو انداز او قرار گرفت: سپس پيامبر (صلّى الله عليه وآله) دهانش را بر گوش على (عليه السلام) گذاشت و مدتى دراز با او آهسته سخن گفت تا آنگاه كه روح پاكش از قفس تن رهايى يافت. و آن حضرت هر زمان جامه خواب را از صورتش بر مى‏داشت به جبرئيل (عليه السلام) مى‏نگريست و مى‏فرمود: اين حبيب من چرا به هنگام سختيها مرا ترك كرده‏اى و جبرئيل مى‏گفت: اى محمّد إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ، كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ.

سپس جبرئيل گفت: اى فرشته مرگ سفارش خداوند را درباره روح محمّد رعايت كن.

در آن لحظه كه پيامبر (صلّى الله عليه وآله) به عالم باقى شتافت دست على (عليه السلام) در زير چانه او بود و روح شريف آن بزرگوار در دست او سرازير شد و او آن را به صورت خود كشيد سپس آن حضرت را رو به قبله خوابانيد و چشمانش را بست و پس از آن به آهستگى خود را از درون بستر خواب آن حضرت بيرون كشيد در حالى كه مى‏گريست و به حاضران گفت: خداوند پاداش شما را در مرگ پيامبرتان بزرگ گرداند چه روح او را قبض فرمود.

راوى مى‏گويد: در اين هنگام آواز مردم به گريه و شيون بلند شد. سپس امير مؤمنان (عليه السلام) فضل بن عبّاس را فرا خواند و به او دستور داد پس از بستن دستمالى بر روى چشمانش با دادن آب به او كمك كند سپس آن حضرت را مطابق وصيّت او غسل داد و چون از غسل او فارغ شد حنوط كرد و كفن فرمود: در اين موقع اصحاب و اهل بيت پيامبر (صلّى الله عليه وآله) در اين كه كدام زمين بهتر است تا در آن دفن شود اختلاف كردند. امير مؤمنان (عليه السلام) فرمود: من پيامبر (صلّى الله عليه وآله) را در خانه‏اى كه در آن قبض روح شده به خاك مى‏سپارم. پس از آن عبّاس بن عبد المطلّب براى كندن قبر كسى را نزد ابو عبيدة بن جرّاح كه گور كن مردم مكّه بود و طبق معمول آنها لحد براى مردگان حفر مى‏كرد فرستاد، و على (عليه السلام) يزيد بن سهل را اعزام كرد تا در حجره پيامبر (صلّى الله عليه وآله) لحدى برايش حفر كند، سپس على (عليه السلام) جسد مقدّس پيامبر خدا (صلّى الله عليه وآله) را بر روى تخت او در كنار قبرش قرار داد، و پس از آن به تنهاييى بر او نماز گزارد و هيچ كس در اين نماز با او شركت نداشت چه مسلمانان در اين گفتگو بودند كه چه كسى در نماز بر او امامت كند و در كجا جسد آن حضرت دفن شود. آنگاه امير مؤمنان (عليه السلام) به سوى كسانى از بنى هاشم و مهاجران و انصار كه در مسجد بوده و در سقيفه حاضر نشده بودند آمد و فرمود: همانا پيامبر خدا (صلّى الله عليه وآله) چه زنده باشد و چه مرده رهبر و پيشواى ماست اكنون دسته دسته وارد شويد و بر او

/ 443