راه روشن جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

راه روشن - جلد 8

ملا محسن فیض کاشانی؛ مترجم: سیدمحمد صادق عارف

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

نماز گزاريد، خداوند متعال هر پيامبرى از پيامبرانش را در هر جايى قبض روح كرده پسنديده است كه در همان جا به خاك سپرده شود، و من پيامبر (صلّى الله عليه وآله) را در حجره‏اى كه در آن قبض روح شده به خاك مى‏سپارم. مردم اطاعت كردند و از گفتار او خشنود شدند. سپس امير مؤمنان (عليه السلام) و عبّاس بن عبد المطلّب و فضل بن عبّاس وارد قبر شدند. در اين هنگام انصار از پشت خانه فرياد برآوردند كه: اى علىّ، خدا را به ياد تو مى‏آوريم مبادا امروز حقّ ما نسبت به پيامبر خدا (صلّى الله عليه وآله) از ميان برود، كسى از ما را به قبر پيامبر خدا (صلّى الله عليه وآله) وارد كن تا در خاكسپارى آن حضرت ما را نيز بهره‏اى باشد. امير مؤمنان (عليه السلام) فرمود اوس بن خول كه بدرى و از برجستگان خزرج بود وارد قبر شود. هنگامى كه وارد قبر شد على (عليه السلام) به او فرمود: در قبر فرود آى سپس امير مؤمنان (عليه السلام) جسد پيامبر خدا (صلّى الله عليه وآله) را روى دست او قرار داد و وى را راهنمايى كرد كه آن را در لحد بگذارد، چون جسد بر روى زمين قرار گرفت به او فرمود: اى اوس بيرون آى، چون بيرون آمد على (عليه السلام) وارد قبر شد و كفن را از صورت پيامبر خدا (صلّى الله عليه وآله) به يك طرف زد و گونه راست آن حضرت را بر زمين و رو به قبله قرار داد سپس با خشت لحد را پوشاند و خاك بر آن ريخت.

وفات آن حضرت در روز دوشنبه دو شب مانده به آخر صفر سال يازدهم هجرى كه شصت و سه ساله بود اتّفاق افتاد و بيشتر مردم توفيق نماز بر آن حضرت و حضور در مراسم دفن او را نيافتند و به امر تعيين خليفه در سقيفه در بنى ساعده پرداختند. ابو بكر اين فرصت را غنيمت شمرد چه مى‏دانست اگر در طلب خلافت سستى كنند تا امير مؤمنان (عليه السلام) از تجهيز پيامبر خدا (صلّى الله عليه وآله) فارغ شود در صورتى كه پيش از اين كار را مستحكم نكرده باشند آنچه را مى‏خواهند به دست نخواهند آورد. از اين رو براى به دست آوردن زمام خلافت سبقت گرفتند. انصار نيز در ميان خود دچار اختلاف بودند، طلقاء و منافقان و مؤلفة قلوبهم نيز كراهت داشتند كه خلافت به امير مؤمنان (عليه السلام) برسد و مى‏دانستند اگر در اين امر تأخير شود تا بنى هاشم از مراسم خاكسپارى پيامبر خدا (صلّى الله عليه وآله) فارغ شوند امر خلافت در مقرّ خود قرار خواهد گرفت و امير مؤمنان (عليه السلام) عهده‏دار خلافت خواهد شد و آنها در آنچه آرزو دارند ناكام خواهند ماند، به همين سبب براى رسيدن به خلافت پيشدستى كردند، و اين داستانى طولانى است و ما به اندازه‏اى كه مربوط به وفات پيامبر خدا (صلّى الله عليه وآله) و مورد نياز بود از آن نقل كرديم نه آنچه را كه مربوط به امر خلافت است چه اين جا محلّ ذكر آن نيست.

/ 443