بيان احوال قبر و گفتار عارفان بر قبور - راه روشن جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

راه روشن - جلد 8

ملا محسن فیض کاشانی؛ مترجم: سیدمحمد صادق عارف

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

و اگر بگويند: وى گنهكار و داراى خطاهاست كيست از ما كه گنهكار نبوده و خطا از او سر نزده باشد.

همچنين حكايت كرده‏اند مردى كه بر تبهكارى حريص بود در يكى از نواحى بصره مرد و همسرش كسى را نيافت تا در حمل جنازه‏اش به او كمك كند چه هيچ يك از همسايگانش به سبب كثرت فسق او به وى نزديك نمى‏شدند. همسرش ناگزير دو تن حمّال را اجير كرد تا جنازه‏اش را به نمازگاه حمل كردند، ليكن هيچ كس بر او نماز نگزارد، سپس او را به بيابان بردند تا به خاك بسپارند. بر كوهى نزديك اين محلّ يكى از زاهدان بزرگ بود، او را ديدند كه گويا منتظر اين جنازه است و قصد دارد بر آن نماز گزارد. در اين هنگام در شهر منتشر شد كه زاهد از كوه فرود آمده تا بر فلانى نماز گزارد. مردم از شهر بيرون آمدند و به همراه زاهد بر او نماز گزاردند، و مردم از نماز زاهد بر او در شگفتى بودند. از اين رو به آنها گفت: در خواب به من گفته شد: در فلان محلّ فرود آى در آن جا جنازه‏اى خواهى ديد كه جز زنى كسى همراه آن نيست، بر آن نماز بگزار چه او آمرزيده شده است. مردم از اين سخن بيشتر در شگفت شدند. زاهد زنش را طلبيد و از حال شوهرش پرسش كرد كه روش او چگونه بوده است، پاسخ داد: همان گونه كه معروف است همه روز در ميخانه مشغول ميگسارى بود. زاهد گفت: بنگر هيچ چيزى از اعمال خير در او ديده‏اى، گفت: آرى سه چيز در او ديده‏ام: نخست آن كه در هر بامداد كه از مستى به هوش مى‏آمد جامه‏اش را عوض مى‏كرد و وضو مى‏گرفت و نماز بامداد را با جماعت مى‏گزارد سپس به ميخانه باز مى‏گشت و به فسق مشغول مى‏شد دوّم آن كه هيچگاه خانه‏اش از يك يتيم يا دو يتيم خالى نبوده و احسان او به آنها بيش از احسانى بود كه به فرزندش روا مى‏داشت و يتيمان را جستجو و از آنها بسيار دلجويى مى‏كرد سوّم آن كه در تاريكيهاى شب در اثناى مستى به هوش مى‏آمد و مى‏گريست و مى‏گفت: پروردگارا مى‏خواهى كدام يك از دخمه‏هاى جهنّم را از اين خبيث پر كنى و مقصود او خودش بود. زاهد چون اين سخنان را شنيد باز گشت و اشكال وى در امر او بر طرف شد.

بيان احوال قبر و گفتار عارفان بر قبور

ضحّاك گفته است: مردى از پيامبر خدا پرسيد: زاهدترين مردم كيست؟ فرمود: «كسى كه گور و پوسيدگى را فراموش نكند، و زيادى زينت دنيا را فرو گذارد، و باقى را بر فانى اختيار كند، و فردا را از روزهاى عمر خود نشمارد و خود را از اهل گورستان‏

/ 443