راه روشن جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

راه روشن - جلد 8

ملا محسن فیض کاشانی؛ مترجم: سیدمحمد صادق عارف

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

كسى كه توشه راه را براى رسيدن به مقصد بخواهد چون به مقصد رسد از مفارقت بقيّه توشه خوشحال مى‏شود زيرا او توشه را به خاطر خود آن نخواسته است. و اين حالت كسى است كه از دنيا جز به مقدار ضرورت برنگيرد، و همواره دوست مى‏دارد كه اين ضرورت بر طرف و از آن بى نياز شود، اينك چيزى را كه دوست داشته برايش حاصل شده و از اين ضرورت بى نياز گرديده است.

اينها انواع عذاب و آلام بزرگى است كه پيش از دفن به او رو مى‏آورد، و پس از دفن ممكن است روح او به جسد باز گردد تا انواع ديگرى از عذابها به او داده شود، و نيز ممكن است مورد عفو قرار گيرد.

حالت كسى كه به دنيا متنعّم و به آن اطمينان كرده، حال كسى است كه در غيبت پادشاه در خانه و حريم و مملكت او به خوشگذرانى مشغول شود به اطمينان آن كه شاه نسبت به او سهل‏گيرى خواهد كرد و يا از اعمالى كه مرتكب مى‏شود آگاه نيست. ليكن شاه ناگهان او را دستگير و نامه‏اى را بر او عرضه مى‏كند كه جنايات و اعمال زشت او ذرّه بذرّه و گام بگام در آن نوشته شده است و پادشاه فرمانروايى قهّار و چيره و درباره حرم خود غيور و نسبت به جنايتكاران بر مملكت سختگير و انتقامجو و در برابر كسانى كه از مجرمان شفاعت كنند بى اعتنا مى‏باشد. بنابراين بنگر كه حالت چنين فرد دستگير شده‏اى پيش از آن كه عذاب پادشاه درباره‏اش به اجرا درآيد چگونه است و چقدر دستخوش ترس و شرمندگى و افسوس و پشيمانى خواهد بود.

آرى اين حال مرده بد كردارى است كه به دنيا فريفته شده و به آن اعتماد كرده پيش از آن كه عذاب قبر بلكه عذاب هنگام مرگ بر او نازل شود و ما از آن به خدا پناه مى‏بريم، چه رسوايى و فضيحت و پرده دريدگى از هر عذابى كه بر تن وارد شود اعمّ از زدن و بريدن و جز اينها بزرگتر و دردناكتر است.

آنچه گفته شد اشاره‏اى است به حالت ميّت هنگام مردن و صاحبان بينش با ديده باطن كه قويتر از چشم ظاهر است آنها را ديده‏اند و دلايل كتاب و سنّت نيز گواه بر آنهاست. بلى پرده برداشتن از كنه حقيقت مرگ ممكن نيست چه كسى كه حقيقت حيات و زندگى را نمى‏داند نمى‏تواند حقيقت مرگ را بشناسد و شناخت حقيقت حيات منوط به شناخت حقيقت روح و درك چگونگى ذات آن است و به پيامبر (صلّى الله عليه وآله) اجازه داده نشد كه در اين باره سخن گويد و بر اين بيفزايد كه: الرُّوحُ من أَمْرِ رَبِّي، و هيچ يك از عالمان دين را نمى‏رسد كه از راز روح پرده بردارند اگر چه بر آن آگاه شده باشند و آنچه در آن اجازه داده شده آن است‏

/ 443