راه روشن جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

راه روشن - جلد 8

ملا محسن فیض کاشانی؛ مترجم: سیدمحمد صادق عارف

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

نمى‏پذيرد، خداوند مى‏فرمايد: او را باز گردانيد و آنچه را از بدى برايش آماده ساخته‏ايم به او نشان دهيد. من به او وعده داده‏ام: مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ ... و او آواز نعلين فرشتگان را در آن موقع كه باز مى‏گردند مى‏شنود تا آنگاه كه به او مى‏گويند: اى فلان پروردگار تو كيست؟

دين تو چيست و پيامبرت كيست؟ مى‏گويد: نمى‏دانم، به او مى‏گويند: واقعا هم نمى‏دانى، در اين هنگام شخصى زشت روى، بد بوى و زشت جامه وارد مى‏شود و مى‏گويد: بشارت باد تو را به خشم خداوند و به عذاب دردناك جاويد! او مى‏گويد: خداوند تو را به بدى بشارت دهد تو كيستى؟ مى‏گويد: من عمل زشت تو هستم به خدا سوگند تو در نافرمانى خداوند شتاب و در طاعت او درنگ مى‏كردى، خداوند تو را به بدى پاداش دهاد، او مى‏گويد: خداوند تو را جزاى بد دهاد. سپس مأمورى كر و گنگ و كور بر او گمارده مى‏شود و با او گرزى از آهن است كه اگر جنّ و انس گرد هم آيند تا آن را بر دارند قادر بر آن نخواهند بود، و اگر بر كوهى زده شود خاك مى‏گردد، با اين گرز يك ضربت به او مى‏زند كه به خاك تبديل مى‏شود. پس از آن روح به او باز گردانيده مى‏شود و ضربت ديگرى به گردن او مى‏زند كه هر چه بر روى زمين است جز جنّ و انس آواز آن را مى‏شنوند. سپس ندا كننده‏اى ندا مى‏كند كه براى او دو صفحه از آتش بگسترانيد و درى به سوى دوزخ برايش بگشاييد، پس دو صفحه از آتش برايش مى‏گسترانند و درى به سوى آتش به رويش باز مى‏كنند.»

مى‏گويم: از طريق خاصّه (شيعه) كافى به سند خود از امير مؤمنان (عليه السلام) روايت كرده كه فرموده است: «فرزند آدم چون در واپسين روز از روزهاى دنيا و نخستين روز از روزهاى آخرت قرار گيرد مال و فرزند و عملش براى او مجسّم مى‏شود. او به مالش توجّه مى‏كند و مى‏گويد: به خدا سوگند من بر تو بسيار حريص و بخيل بودم، اينك چه كمكى براى من دارى؟ مى‏گويد: كفنت را از من بگير. سپس به فرزندانش رو مى‏كند و مى‏گويد: به خدا سوگند من دوستدار و نگهدار شما بودم، اكنون چه كمكى براى من داريد؟ پاسخ مى‏دهند: ما تو را به حفره‏ات مى‏رسانيم و در آن تو را دفن مى‏كنيم سپس به عملش توجّه مى‏كند و مى‏گويد: به خدا سوگند من به تو رغبت نداشتم و تو بر من گران بودى اكنون تو را به من چه كمكى است؟ مى‏گويد: من در گورت و در روزى كه برانگيخته مى‏شوى و تا آنگاه كه من و تو را بر پروردگارت عرضه مى‏كنند همنشين تو هستم.» فرمود: اگر ميّت دوست خدا باشد

/ 443