راه روشن جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

راه روشن - جلد 8

ملا محسن فیض کاشانی؛ مترجم: سیدمحمد صادق عارف

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

چگونه صحابه به فرود آمدن جبرئيل ايمان داشتند در حالى كه جبرئيل را نمى‏ديدند و به اين كه پيامبر (صلّى الله عليه وآله) او را مى‏بيند مؤمن بودند. هرگاه تو بدينها ايمان ندارى مهمّتر آن است كه به تصحيح اصل ايمان خود به فرشتگان و وحى بپردازى، و اگر به اين اصل معتقدى و روا مى‏دانى كه پيامبر (صلّى الله عليه وآله) چيزى را ببيند كه امّت آن را نبيند در اين صورت چگونه اين گونه امور را درباره ميّت روا نمى‏شمارى، ديگر آن كه همان گونه كه فرشته به آدميان و حيوانات شباهت ندارد مارها و كژدمهايى كه در گور مرده را مى‏گزند از نوع مارهاى جهان ما نيستند بلكه از جنس ديگرند و با حسّ ديگرى درك مى‏شوند.

مقام دوّم

آن كه وضع خوابيده را به ياد آور كه گاهى در خواب مى‏بيند مارى او را مى‏گزد و او احساس درد مى‏كند به طورى كه در خواب فرياد مى‏كشد و عرق بر پيشانى‏اش مى‏نشيند و احيانا از جا كنده مى‏شود، او همه اينها را در نفس خود درك مى‏كند و مانند افراد بيدار مى‏بيند و آزرده مى‏شود، ليكن تو بدنش را ساكن و آرام مشاهده مى‏كنى و درون وى و مارها و كژدمهاى پيرامون او را نمى‏بينى در حالى كه مارها بر گرد او موجود و عذاب الهى در باره او تحقّق يافته است، ليكن نسبت به تو نامشهود مى‏باشد، و چنانچه عذاب درد گزيدن باشد تفاوتى ميان مار تخيّلى و مار ديدنى نيست.

مقام سوّم

آن كه مى‏دانى مار به ذات خود درد آور نيست بلكه آنچه از آن مايه درد است زهر آن است و زهر نيز درد نيست بلكه عذاب در اثرى است كه از زهر در وجود تو پديد مى‏آيد و اگر اين اثر از چيزى غير از زهر در تو حاصل شود عذاب بر تو فرود آمده است. امّا تعريف اين نوع عذاب ممكن نيست مگر آن كه با سببى مقايسه شود كه معمولا منجرّ به اين گونه عذاب مى‏گردد. فى المثل اگر در انسان لذّت مباشرت بدون انجام دادن آن آفريده شده بود، تعريف آن ممكن نبود جز آن كه با چيزى مقايسه شود تا اين مقايسه براى شناسايى آن سببى باشد و نتيجه به دست آيد، هر چند صورت سبب تحقّق نيابد، و سبب را براى فايده آن مى‏خواهند نه براى ذات آن. اين صفتهاى مهلك به هنگام مرگ در نفس به عواملى آزار دهنده و درد آور مبدّل مى‏شوند و در آنها مانند درد گزيدن مار است بى آن كه مارى وجود داشته باشد. و دگرگونى صفت موجب آزار و شبيه صفت عشق است كه هنگامى كه معشوق مى‏ميرد به صفتى موذى و آزار دهنده مبدّل مى‏گردد و چه آن نخست لذّت بخش بوده ليكن حالتى بر آن عارض شده كه ذاتا درد آور و آزار دهنده گرديده به طورى كه در دل مايه انواع عذابها شده و عاشق آرزو مى‏كند كه اى كاش لذّت عشق و وصال را نمى‏يافت. بلكه اين امر عينا يكى از انواع عذابهاى ميّت است چه او در دنيا عشق را بر

/ 443