راه روشن جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

راه روشن - جلد 8

ملا محسن فیض کاشانی؛ مترجم: سیدمحمد صادق عارف

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

كه صورتها در آن ظاهر مى‏شود، و اگر آيينه ديگرى در برابر آن قرار دهند صورت آن در اين آيينه مشاهده مى‏گردد مگر آن كه در ميان آنها حجابى وجود داشته باشد.

بنابراين دل به منزله آيينه‏اى است كه نقش علوم را مى‏پذيرد، و لوح آيينه‏اى است كه همه علوم در آن نقش بسته و در آن موجود مى‏باشد، و اشتغال دل به شهوتها و مقتضيات حواسّ همچون پرده‏اى است كه ميان آن و مطالعه لوحى كه از عالم ملكوت است كشيده شده است. اگر نسيمى بوزد كه حجاب را به حركت درآورد و اندكى اين پرده را بالا زند در آيينه دل چيزى از عالم ملكوت مانند برق جهنده خواهد درخشيد كه گاهى ثابت و پايدار و گاهى ناپايدار است و غالب همين است تا انسان در حال بيدارى است به آنچه حواسّ از عالم ملك و شهود به ذهن او وارد مى‏كند مشغول مى‏باشد و همينها ميان او و عالم ملكوت حجاب است.

معناى خواب آن است كه حواسّ از وارد كردن چيزى بر دل باز مى‏ايستد، و هنگامى كه دل از آن و خيال رهايى يابد و ذات او نيز صاف و پاكيزه باشد حجاب ميان او و لوح محفوظ برداشته مى‏شود و چيزى از آن در دلش منعكس مى‏گردد چنان كه هرگاه ميان دو آيينه حجاب برداشته شود صورت از يكى به ديگرى منتقل مى‏شود جز اين كه خواب اگر چه از عمل حواسّ جلوگيرى مى‏كند ليكن مانع عملكرد خيال و تحرّك آن نيست، از اين رو آنچه در دل منعكس مى‏شود خيال پيشدستى مى‏كند و آن را به آنچه نزديك به چيزى است كه در دل منعكس شده نقل و حكايت مى‏كند، و چون تخيّلات ثابت‏تر از ديگر نفسانيّات در حافظه است خيال مذكور در حافظه باقى مى‏ماند و هنگامى كه از خواب بيدار مى‏شود جز اين خيال را به ياد ندارد و تعبير كننده بايد اين خيال را مورد دقّت قرار دهد تا بداند حاكى از چه معنايى است و سپس با توجّه به مناسبتهايى كه ميان خيالات و معانى وجود دارد به معناى مربوط رجوع كند، مثالهاى اين مطلب در نظر عالمان علم تعبير روشن است و يك مثال تو را كافى است و آن اين كه مردى به ابن سيرين گفت: به خواب ديدم كه در دستم انگشترى است كه با آن دهان مردان و فرجهاى زنان را مى‏كنم. پاسخ داد: تو اذانگويى و در رمضان پيش از طلوع صبح اذان مى‏گويى. گفت: راست گفتى.

اينك بنگر به عملكرد مهر منع است و به همين سبب مهر اراده شده است و آنچه از لوح محفوظ بر دل اين شخص مكشوف شده عملى بوده است كه انجام مى‏داده و آن منع مردم از خوردن و آشاميدن و جماع است، ليكن چون خيال او با منع از طريق مهر كردن در ختام كارها انس داشته آن را به صورت تخيّلى كه متضمّن روح اين معناست تجسّم داده و در

/ 443