طبع انسان به گو نه اي است که هيج سخن و ادعايي را بدون دليل و برهان نمي پذيرد . سر سخت ترين و دير باورترين انسان ها در مقابل حجّت و برهان نرم و تسليم مي شوند . انبياء و معصومين (ع) به عنوان مدعيان نبوت و ارتباط با خالق جهان ، از قاعده فو ق مستثني نبوده اند . آنها نيز براي اثبات ادعا و پيام خود بايد براهيني را اقامه مي کردند . قاطع ترين و عالي ترين برهاني که پيامبران ارا ئه مي کردند ، معجزه بود . معجزه همانطور که از اسمش پيداست بايستي خارق العاده و بيرون از توان بشري باشد . معجزه بايد براي ديگران ، ناشدني و ناممکن باشد تا بتواند صدق صاحبانش و نيز عجز مردم را از آوردن مثل آن ثابت کند . ناگفته نماند که مراد از ناشدني و ناممکن ، امکان عادي و عرفي است ، نه اينکه انبيا و اوليا امري را که عقلاً ناممکن باشد ، تحقق بخشند . لذ ا تعبير ديگر معجزه ، خرق عادت است يعني محال عادي و نه عقلي را ممکن ساختن . معجزه ، تحدي يعني مبارزه طلبي است . معجزه مطمئن ترين استو ارترين و روشن ترين دليل صدق گفتار پيامبران استفاده مي شود که هر معجزه اي ، منوط به اذن خداوند است . عنايات و معجزاتي که در حرم مطهر انبياء و اولياء به وقوع مي پيوندد ، کرامت ناميده مي شود . تفاوتي که ميان معجزه و کرامت است ، اين است که در معجزه ، تحدي ( يعني ، دعوت به مبارزه و معارضه ) و هدايت خلق مطرح است ولي در کرامت هاي صادره از اوليا، تحدي در کار نيست .