بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
صفحهى 12پس الحمد للَّه شكر كردن است خداى را عز و جل بر آفريدن تو و تن درستى دادن ترا «1» و از امة محمد كردن كه او خاتم الانبياء است، و خداى عزّ و جلّ اين جهان و آن جهان از بهر او آفريد. و ديگر شكر آنست كه چون ترا پديد آورد بآخر زمان پديد آورد كه نزديك رستخيز باشد و مر پيغامبر را و ياران او را هيچ نديدهاى و بدين سياهى كه نبشتهاند همى كاركنى و بدان بگروى و ايمان دهى.و روايت درست است از پيغامبر ما (عليه السلام) كه هر آن كسى از امّت من كه بدان وقت رسد كه اكنون مائيم، و دين را نگاه تواند داشت، و بر مسلمانى بباشد، و بر طريق شريعة من رود مزد او هفتاد بار چندان باشد كه آن كس كه مرا ديده باشد و صحبت من دريافته از بهر آن كه اندرين وقت جبرئيل از آسمان مىآيد و وحى مىآرد و دل من و ياران بدان شاد مىشود، و در آن زمانه ازين هيچ نبينند و بدست ايشان حجتى نباشد بجز سياه و سپيدى كه از من روايت باز كنند و بدان بگروند و ايمان دهند و بر جاده شرع بروند. و اكنون وحى از آسمان مىآيد و مرا مىبينند و سخن من مىشنوند از آن مزد ايشان كه در آن زمانه بر جاده و طريق مسلمانى روند مزد ايشان يكى هفتاد باشد.پس اين جايگاه شكرها بر ما واجب آيد و بهر چه خداى عزّ و جلّ ما را بداده است از نيكوئيها، و هيچ نيكى بدين جهان بهتر از شكر كردن نيست، چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ: 7 «2». گفت اگر بدين كه شما را بدادم شكر كنيد نعمت و نيكى بيفزايم و اگر ناسپاسى كنيد نعمتتان بگردانم و عذاب من سختست._______________(1) و روزى دادن ترا (پا).(2) ابراهيم، 7.