ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1855

تا آن وقت كه آن مكّيان جمله مولاى رسول (صلّى الله عليه وسلّم) شدند و هيچ كافر در همه مكّه نمانده بودند.

و روز سه ديگر پيغامبر (عليه السلام) پرسيد كه: با اين ده تن چه كرديد كه ايشان را كشتن فرموده بودم؟ گفتند كه: از ايشان عبد اللَّه بن سعد همشيره «1» عثمان است، و عثمان رضى اللَّه عنه او را از پيغامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) بخواهد خواست. «2» و پس عثمان رضى اللَّه عنه بيامد و او را از پيغامبر (عليه السلام) بخواست، و او را بدو بخشيد. «3» و عبد اللَّه بن سعد بيامد و ديگر بار مسلمان شد.

و اما عبد اللَّه بن اخطل را هم آن روز بكشتند.

و «4» حويرث پنهان شد و امير المؤمنين على بن ابى طالب رضى اللَّه عنه او را اندر يافت و حالى بكشت.

و مقيس را نيز هم بكشتند.

امّا صفوان بن اميّه بگريخت و بجدّه شد، و خواست كه از دريا بگذرد، و مردى بود نام او محمّد بن وهب و كس فرستاد و او را گفت كه:

باز آى كه پيغامبر (عليه السلام) ترا زينهار داده است، و هيچ نخواهد گفت.

و او نمى‏يارست آمدن، و گفت كه: مگر پيغامبر (عليه السلام) مرا نشانى فرستد كه هيچ نمى‏گويد تا آن گاه ايمن باشم و بيارم آمدن. «5» پس پيغامبر (عليه السلام) را گفتند و او آن عمامه خويش كه در سر بسته بود سحابه بدو فرستاد، و او چون آن نشان پيغامبر (عليه السلام) بديد ايمن‏

_______________

(1) همشيره. (صو)

(2) همى بخواهد. سعد بن عباد الانصارى بر سر پيغامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) ايستاده عثمان بيامد و او را بخواست. (صو)

(3) پيغامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) او را بعثمان بخشيد. (صو)

(4) اما. (صو)

(5) صفوان گفت من ايمن نيستم مگر پيغامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) نشانى از آن خود بمن فرستد و گرنه من باز نيايم. (صو)

/ 364