ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1858

مكشيد. و اين رسم كافران بودى كه مر ايشان را دخترى آمدى «1» زنده بگور كردندى، گفتندى تا چون بزرگ شود بر ما عار نيارد. هند گفت: ربّيناهم صغارا فقتلتهم كبارا ببدر، «2» و حنظله پسر ابو سفيان كشته شده بود ببدر، و هند اين سخن از بهر آن گفت. و گفت كه: فرزند نياريد از كسى و بر كسى ديگر بنديد. هند گفت: اين چنين خود نبايد گفتن. پس گفت كه: بر من عاصى مشويد اندر كار خداى عزّ و جلّ.

پس هند اين همه بپذيرفت و آن زنان نيز همه بپذيرفتند.

و چون بيعت تمام شد پيغامبر (عليه السلام) دست بر دست ايشان نتوانست زد. و بفرمود تا چيزى بياوردند و پاره‏اى آب اندر آنجا كرد «3» و پيغامبر (عليه السلام) دست بدان آب اندر زد، و هند و آن زنان جمله دست بدان آب اندر زدند.

اينست فتح مكّه و تفسير الممتحنه. و السّلم. «4»

و باز گشتيم بقرآن.

_______________

(1) كه مر ايشان را فرزندى بود دخترينه او را. (صو)

(2) ربيناهم صغارا و قتلتهم يوم بدر كبارا. (تاريخ طبرى)

(3) نتوانست زدن. بفرمود تا جامى بياوردند كه آب اندرو بود. (صو) [در متن «باده‏اى آب» نيز مى‏توان خواند.]

(4) و الصلاة و السلم على رسول اللَّه و آله اجمعين. (صو)

/ 364