ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1862

و اين آنست كه موسى (عليه السلام) مر بنى اسرايل را گفت كه: چرا مرا رنجه همى داريد، و استوار نداريد؟ و شما همى دانيد كه من رسول خداى عزّ و جلّ‏ام.

و اين استوار ناداشتن بنى اسرايل مر موسى را آن بود كه چون خداى عزّ و جلّ او را بمناجات خواند، و با حقّ تعالى مناجات همى كرد، او را استوار نمى‏داشتند، و هفتاد پير مرد معروف گزين كردند و با او بفرستادند و گفتند كه: تا چون خداى عزّ و جلّ با تو سخن [گويد] «1» ايشان بشنوند كه او با تو چه همى گويد. و چون هفتاد تن برفتند، و بشنيدند كه حق تعالى با موسى سخن همى گفت، ايشان گفتند كه:

ما چنان خواهيم كه خدايى كه با تو سخن همى گويد او را بينيم. و چون آن سخن بگفتند آن صاعقه اندر آمد، و آن هفتاد تن جمله بسوختند.

پس موسى (عليه السلام) تافته شد، و گفت: بار خداوندا اكنون من باز پيش بنى اسرايل نيارم رفتن. گويند آن پيران ما را بردى و همه را هلاك كردى. پس خداى عزّ و جلّ از بهر موسى جانهاى ايشان باز داد، و همه را زنده گردانيد. پس يكى اين بود نااستوار داشتن بنى اسرايل مر موسى (عليه السلام) را و اين قصّه بسورة البقره [بگفته آمدست‏] «2» امّا اين استوار ناداشتن بنى اسرايل ديگر آن بود كه چون ببيابان تيه اندر بودند، خداى عزّ و جلّ موسى را آگاه كرد كه من بفلان وقت هارون را پيش خويش خواهم آوردن. پس وقت كه وعده بود موسى و هارون همى رفتند، و از دور يك بن درخت بديدند. و چون بنزديك آن رسيدند تختى پيدا آمد، و جامهاى الوان بر آن تخت انداخته، و هارون‏

_______________

(1) (صو)، و اين كلمه در متن از قلم كاتب كاتب افتاده است.

(2) (صو)

/ 364