ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1863

موسى را گفت كه: اين تخت كراست؟ [موسى گفت: من ندانم‏]. هارون برفت و «1» بران تخت خفت. خداى عزّ و جلّ جان او برداشت. و آن درخت و آن تخت از چشم موسى ناپيدا شد.

و چون موسى بنزديك بنى اسرايل باز آمد، اين قصّه بديشان باز گفت، و بنى اسرايل او را استوار نداشتند، و موسى را گفتند كه: تو هارون را ببردى و هلاك كردى. چنان كه گفت: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى‏ فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا، وَ كانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهاً: 69 «2» و اين آيت بپيغامبر (عليه السلام) فرستاد از آنچه گروهى از ياران پيغامبر (عليه السلام) او را رنجه همى داشتند، و استوار نداشتند، خداى عزّ و جلّ اين آيت بفرستاد گفت: يا شما كه مؤمنان‏ايد مباشيد چون قوم موسى كه رنجه همى داشتند موسى را، و استوار نداشتند او را.

و گروهى از علما گويند: اين آيت بر مرگ هارون روايت كنند كه قارون بر موسى آن بهتان بنهاد از بهر آن زن. پس خداى عزّ و جلّ مر ياران پيغامبر را نهى كرد از چنين چيزها كه قوم موسى كردند تا او را رنج نمودند. «3»

قصّه موسى (عليه السلام) با قارون‏

و سبب اين قصّه چنان بود كه قارون از بهر زكاة نادادن كافر شد، و او را چندان مال و خواسته «4» گرد آمده بود، و موسى او را مى‏گفت:

_______________

(1) از دور تنه درختى پيدا آمد. چون فرا رسيدند تختى بيافتند نهاده آنجا، و جامهاى گوناگون آنجا برافكنده. هارون موسى را گفت: اين تخت كراست؟ موسى گفت: من ندانم. هارون فراز رفت و (صو)

(2) الاحزاب 69

(3) رنج نمودند از ان. و السلم.

(4) از بهر آنكه قارون را چندان خواسته. (صو)

/ 364