ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1864

زكاة بده، و او زكاة نمى‏داد. تا بدان مقدار با او بگفت كه: بهر يك خنب دينار كه خداى عزّ و جلّ ترا داده است يك دينار بده، و بهر يك خنب «1» درم كه داده است يك درم بده، و هم نمى‏داد. و قارون از بهر اين زكاة با موسى درشتى همى كرد.

پس قارون بر كار موسى بر ايستاد بر ان كه او را هلاك كند.

پس بدان نواحى اندر يكى زنگ بود نابكار «2» قارون او را بخواند، و بسيار چيز دادش، و او را گفت: من مهتران بنى اسرايل را مهمانى خواهم كرد، و مى‏خواهم كه چون بيايند ترا بخوانم و پيش ايشان بگواى كه من بفلان جاى همى آمدم، و موسى آنجا ايستاده بود، و مر دست من بگرفت و مرا بفلان خانه اندر برد، و با من دست درازى كرد. «3» گفت: سپاس دارم و بيايم و بگويم.

پس قارون همه بنى اسرايل را مهمانى كرد، و چون از طعام خوردن فارغ شدند، قارون مر ايشان را «4» گفت كه: بدانيد كه شما همه روز از بهر موسى با من جنگ همى كنيد، و او مردى فاسق است، و مى‏گويد كه من پيغامبر خدايم، و آنچه او همى گويد نيست كه امروز پنج شنبه است تا فلان زنگ نابكار «5» پيش من آمد- و شما خود را نيك شناسيد،- و گفت كه من فلان جاى همى آمدم و موسى مرا بگرفت و بفلان خانه اندر كشيد، و با من دست درازى كرد. و اگر خواهيد تا من او را بخوانم‏

_______________

(1) مقدار با او صلح كرد كه از هر خنب دينار يك دينار بده. از هر خنب. (صو)

(2) يكى زنكى بود بلايه. (صو)

(3) كه من بفلان جاى بودم موسى مرا بگرفت و با من بى‏سامانى كرد. (صو)

(4) مهمان كرد و چون طعام بخوردند ايشان را.

(صو)

(5) تا اين زن بلايه. (صو)

/ 364