ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1866

تو كردم، هر چه خواهى بفرماى كه فرمان بردار تو است. و چون جبريل (عليه السلام) اين پيغام بگزارد، و بازگشت. موسى (عليه السلام) برخاست و آمد تا پيش قارون، و بنى اسرايل همه برفته بودند و پراكنده شده، و قارون مانده بود بانديمان خويش مردى هفتاد.

و چون موسى بيامد و قارون را بديد زمين را گفت كه: يا ارض خذيه.

و زمين دو پاى قارون بگرفت، و آن نديمان كه پيش او بودند عجب در ماندند، و گفتند كه: يا موسى اكنون بجادوى بازآمدى. ديگر بار موسى گفت: يا ارض خذيه. و تا زانو او را بگرفت. قارون دانست كه آن كار خداى است، و گفت كه: يا موسى زمين را بگوى تا دست از من باز دارد تا من آن كنم كه تو فرمااى. ديگر بار موسى (عليه السلام) گفت كه: يا ارض خذيه. زمين او را تا بكتف و گردن فرو برد. قارون دانست كه آن نه كارى بازيست، و گفت: يا موسى بحق خويشاوندى. موسى (عليه السلام) گفت: يا ارض خذيه. زمين او را فرو برد با آن هفتاد مرد نديم.

و زمين راست شد چنان كه هيچ خلق خود ندانست كه زمين كسى را فرو برده است.

پس آن مردمان «1» گفتند كه: موسى از جهت آن قارون را بزمين برد كه طمع در مال و خواسته او كرده بود، اكنون مى‏خواهد كه آن خواستهاى او بردارد. و موسى (عليه السلام) را از آن اندوه همى آمد، و از خداى عزّ و جلّ خواست تا آن مال او نيز بزمين فرو شود و آن گنجهاى او بزمين فرو مى‏شود. چنان كه گفت عزّ و جلّ:

_______________

(1) چنانچه گفتى هيچ خلق بزمين فرو شده نيست. پس چون قارون بزمين فرو شد و آن خواستهاى او بماند، مردمان. (صو)

/ 364