ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1735

پس نوشروان مرد فرستاد سوى سطيح. و چون مرد نوشروان پيش او رسيدند، او رنجور بود، و بنزع رسيده بود، و چون مرد نوشروان پيش او اندر شد و بنشست، حالى بگفت كه: تو بدين كار آمده‏اى كه نوشروان چنين خوابى ديده است، و موبد موبدان نيز چنين خوابى ديده است. و پيش از آن كه مرد نوشروان آغاز سخن گفتن كرد، او خود آن خوابها كه ديده بودند بگفت كه چنين و چنين بخواب ديده‏اند.

و گفت كه، اين پيغامبرى است كه از عرب بيرون آيد، و جمله جهان بگيرد، و اكنون در وجود آمده است، و چون بيرون آيد همه جهان بگيرد، و ملكت عجم بر دست او برود. و از امروز باز از ملوك عجم چهارده ملوك بنشينند اندر چهارده سال، پس چهاردهم ملك كه بنشيند از پس او اين پيغامبر بيرون آيد و اين ملكت عجم از دست شما برود، و جمله با او افتد.

پس اين مردمان نوشروان چون اين تعبير خواب بشنيدند برخاستند و بيرون آمدند، و باز پيش نوشروان آمدند. و آن چنان كه از ان سطيح ديده بودند و شنيده بدو بازگفتند. و نوشروان گفت كه: بدين كار هنوز چهارده سال مانده است، و تا آن وقت كى داند كه چه خواهد بود.

امّا آنك پيغامبر (عليه السلام) گفت كه: ولدت فى زمن ملك عادل.

و امّا اين عدل نوشروان خود معروف است، و سخن عدل او بدين كتاب اندر بيايد و لكن يك سخن از عدل او بگوييم:

نوشروان وقتى بصيد بيرون رفته بود و سوارى اسب بكشت زارى اندر راند، و خداوند آن كشت پيش نوشروان آمد، و بناليد، و دادخواست.

گفت كه: نگاه كنيد تا كبوده است؟ و برفتند و طلب كردند، و چون‏

/ 364