ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1876

بنشست و گفت كه مگر كسى «1» باز آيد و هيچ كس باز نيامد، و روز هشتم روى بمدينه باز نهاد.

و پيش از آن كه برفت سپاه گرد همى آمدند و ايشان را با يك ديگر جنگ همى اوفتاد. پس ميان يكى مهاجرى با يكى انصارى جنگ اوفتاد، و مهاجرى از مهاجريان فرياد خواست، و انصارى از انصاريان فرياد خواست. و انصارى كس عبد اللَّه بن ابىّ بود. عبد اللَّه ابىّ گفت كه:

اين همه گناه ما بود كه گروهى از برهنگان از مكّه بيامدند و ما ايشان را باز پوشيديم، و اكنون بر ما بيرون آمدند. آن گه گفت كه: اگر ما بمدينه باز رويم اين مهاجريان را از مدينه بيرون كنيم و اگر بيرون نتوانيم كردن بارى خواسته خويش ايشان را ندهيم تا ايشان خود بگريزند و بروند. و خداى عزّ و جلّ اين سخن عبد اللَّه بن ابىّ پيدا كرد چنان كه گفت: هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى‏ مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ: 7 «2» الى الاية.

و يكى از ياران پيغامبر (عليه السلام) آنجا حاضر بود نام او زيد بن ارقم، و چون آن سخن بشنيد بيامد و مر پيغامبر (عليه السلام) را بگفت. پيغامبر (عليه السلام) چون آن سخن بشنيد تافته گشت، و هم آن ساعت بفرمود تا طبل بزدند و كوچ كردند، و نه وقت كوچ بود و رفتن. و مردى بود از انصار نام او اسيد بن حضير بيامد و مر پيغامبر (عليه السلام) را گفت كه:

يا رسول اللَّه اين ساعت نه وقت رفتن است. پيغامبر (عليه السلام) آن حديث زيد او را بگفت. اسيد گفت: يا رسول اللَّه تواند بود كه زيد همى راست گويد و عبد اللَّه بن ابىّ اين سخن گفته باشد، از بهر آن كه پيش از آن كه تو بمدينه باز آمدى همه اهل يثرب برو گرد آمده بودند، و او را

_______________

(1) گفت باشد كه گروهى ازيشان. (صو)

(2) المنافقون 7

/ 364