ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1878

مرا دستورى ده تا پدرم بكشم، كه من دانم كه تو پدرم را بخواهى فرمود كشتن، و آن گه من كشنده پدر را باز كشم، و مؤمنى را ببدل منافقى كشته باشم. پس پيغامبر (عليه السلام) گفت كه: پدرت را نبايد كشتن، و اگر او را ببايستى كشتن از بهر تو هم نكشتمى و عبد اللَّه بن ابىّ را هيچ نگفت، و او بدان منافقى اندر بمرد، و پسرش بيامد و مر پيغامبر (عليه السلام) را گفت: يا رسول اللَّه اين پدرم منافقى بود و ببسيار كارها با تو خلاف كرده بود، اكنون بايد كه تو بر او نماز كنى تا مگر خداى عزّ و جلّ برو رحمت كند. پيغامبر (عليه السلام) از بهر آن پسر برفت كه بر او نماز كند، و جبريل (عليه السلام) بيامد و اين آيت بياورد:

وَ لا تُصَلِّ عَلى‏ أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى‏ قَبْرِهِ، إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ: 84 «1» پس چون اين آيت بيامد پيغامبر «2» (عليه السلام) بازگشت و برو نماز نكرد. و اين سوره اندرشان عبد اللَّه بن ابىّ و ديگر منافقان فرود آمده است.

و چون عبد اللَّه بمرد منافقان ديگر نيز نيارستند جكيدن. «3»

و پيغامبر (عليه السلام) بدين غزو بنى المصطلق بسيارى غنيمت يافت، و دختر اين مهتر بنى المصطلق بدست ثابت بن قيس اوفتاده بود و او را بخانه برد. و زن ثابت اين دختر را دشنام همى دادى، و آن دختر مهتر زاده بود و طاقت آن دشنام نمى‏داشت.

پس اين دختر مر ثابت را گفت كه: من دختر مهتران و مهتر زادگانم و اين زن تو همه روز مرا دشنام همى دهد، و من طاقت آن دشنام نمى‏دارم. اكنون بايد كه تو تن من بمن باز فروشى «4» تا من بهاى‏

_______________

(1) التوبة 84

(2) حضرت نبوى. (صو)

(3) چخيدن. (صو) جكيدن ژكيدن.

(4) پس فرا ثابت گفت من فرزند مهتران بوده‏ام و دشنام طاقت ندارم بايد كه مرا مكاتب كنى و تن من بمن فروشى. (صو)

/ 364