ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1734

پيغامبر (عليه السلام) در وجود آمد نوشروان آن خواب بديد، و اندر همه آتش‏كده‏هاى گبران آتش بمرد.

پس موبد موبدان پيش نوشروان اندر آمد و گفت كه: ايّها الملك چه بوده است ترا كه چنين دل تنگى؟ گفت كه: اى موبد من چنين خوابى ديده‏ام. پس موبد گفت: من نيز امشب خوابى ديدم بس عجب. «1»

و چنان ديدم كه گروهى اشتران عرب بيامدندى و با گروهى اشتران بختى حرب كردندى، و آن اشتران بختى را همه بكشتندى، و از رود دجله بگذشتندى و برفتندى. «2» و نوشروان ازين خواب اندوهگن شد هم چنان كه از خواب خويش، و معبّرى را «3» طلب مى‏كرد كه اين خواب دوگانه را تعبير كند.

پس در ان دو سه روزنامه از فارس برسيد كه در آتش‏كده بزرگ آتش پاك بمرد. و مدّت هزار سال بود تا آن آتش نمرده بود. پس نوشروان مرد فرستاد سوى نعمان بن المنذر و او ملك عرب بود از قبل «4» نوشروان و گفت: بايد كه معبّرى نيك فاضل دانا طلب كنى و پيش من فرستى تا من چيزى ازو بپرسم. او معبّرى طلب كرد و پيش «5» او فرستاد.

و چون آن مرد پيش نوشروان آمد، نوشروان آن خوابها ازو بپرسيد. او گفت كه: تعبير اين خواب سطيح تواند كرد كه او مردى است كه هر كس كه از او خوابى خواهد پرسيد، اوّل او بگويد كه تو چه خواب ديدى، وانگه تعبير آن باز كند، و راست چنان باشد كه او گويد.

و اين خواب كه شما ديده‏اى بجز كار او نيست.

_______________

(1) من نيز دوش خوابى ديدم سخت عجب. (صو)

(2) بكشتند و از رود دجله بگذشتند. (صو)

(3) و كسى را. (صو)

(4) از دست. (صو)

(5) مردى فرست سخت دانا تا چيزى ازو بپرسم. او مردى را سوى. (صو)

/ 364