ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1879

خويش را بدست كنم و بدهم. ثابت گفت كه: تو چيزى ندارى، بهاى خويش چگونه بدهى؟ آن دختر گفت كه: بروم و از مردمان سؤال همى كنم، و قوت خويش از آن برمى‏دارم و باقى بتو مى‏دهم، تا آن گاه كه بهاى خويش بگزارم، و من آزاد گردم.

پس ثابت او را دستورى داد. و آن دختر «1» هر روز برفتى و از مردمان سؤال كردى تا نماز شام، و قوت خويش از ان برداشتى و آنچه بماندى بياوردى و بثابت دادى.

پس يك روز هم چنان مى‏آمد و پيغامبر «2» (عليه السلام) را ديد جايى نشسته، و برفت و از وى «3» سؤال كرد، و حال خويش با او بگفت.

پيغامبر را (عليه السلام) برو رحمت آمد و گفت كه: يا دختر همى خواهى من ترا از ثابت بخرم و آزاد كنم، و ترا بزنى كنم؟ آن دختر گفت: چرا نخواهم، و تو مرا هم بدنيا اندر بهشت كرده باشى.

پس پيغامبر (عليه السلام) ثابت را بخواند، و آن كنيزك را ازو بخريد، و بهاى او بداد و آزاد كرد. و پس او را زن كرد. و اين كنيزك جويريه نام بود. پس چون پيغامبر (عليه السلام) او را آزاد كرد و بزنى كرد همه ياران پيغامبر هر كس كه كنيزكى داشت از غنيمت، همه را آزاد كردند، و بزنى كردند، و همه بندگان آزاد گشتند. و همه ياران، پيغامبر (عليه السلام) را آفرين كردند، و از سبب اين دختر همه بندگان آزاد گشتند.

و هم بدين غزو بنى المصطلق بود كه مر عايشه را رضى اللَّه عنها بهتان گفتند و خداى عزّ و جلّ از بهر پاكى او آيت فرستاد چنان كه بسورة- النّور گفته آمدست و السّلم‏

_______________

(1) پس ثابت او را مكاتب كرد و آن كنيزك. (صو)

(2) همى رفت، پيغامبر (صو)

(3) فرا رفت و چيزى. (صو)

/ 364