ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1896

(عليه السلام)، و اندر كار كنيزكان كه ملك حبشه فرستاده بود مر پيغامبر (عليه السلام) را.

و چنان رسم بود مر پيغامبر (عليه السلام) را كه هر شب نوبت بخانه زنى رفتى، و چون «1» بسفرى بيرون رفتى قرعه بزدندى و هر يكى را كه قرعه بر او افتادى او را با خود بردى. و چون بغزو بنى المصطلق بيرون رفته بود نوبت عايشه رضى اللَّه عنها بود، و او را با خود برده بود كه آن منافقان آن بهتان برو بستند تا حق تعالى هفده آيت قرآن از بهر پاكى عايشه بفرستاد. و اين قصّه بسورة النّور بگفته آمدست. «2»

و يك شب ديگر بمدينه نوبت عايشه رضى اللَّه عنها بود، و پيغامبر (عليه السلام) چون در خانه شد، عايشه رضى اللَّه عنها بخانه نبود، و آن كنيزك كه ملك حبشه او را فرستاده بود آنجا بود. پيغامبر (عليه السلام) با آن كنيزك گرد آمد، و پيش از آن كه عايشه رضى اللَّه عنها آمد «3» حفصه دختر عمر بن الخطّاب رضى اللَّه عنها بخانه عايشه رضى اللَّه عنها اندر آمد، و از آن احوال پيغامبر (عليه السلام) و آن كنيزك خبر يافت. پيغامبر (عليه السلام) مر حفصه را گفت كه: نبايد كه اين احوال مر عايشه رضى اللَّه عنها را گواى كه من سوگند خورم كه اين كنيزك را بر خود حرام كردم. «4»

و نيز بعضى از زنان پيغامبر (عليه السلام) بجز از حفصه ازين احوال‏

_______________

(1) و چنان رسم بود مر پيغامبر را (صلّى الله عليه وآله وسلّم) كه زنان را بمدينه نوبت داشتى و نوبت زنان پيغامبر چنان بود كه هر شبى نوبت يكى را بودى. پس ديگر شب بخانه زنى ديگر رفتى. و چون. (صو)

(2) مجلد پنجم، ص 1124

(3) بيايد. (صو)

(4) مر عايشه را از اين حديث آگاه نكنى تا من سوگند خورم و اين كنيزك را بر خويشتن حرام كنم. (صو)

/ 364