ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1898

و چون ازين جهان بيرون شد نه زن داشت.

و اوّل زن كه پيغامبر (عليه السلام) كرد خديجه بنت خويلد بود، و تا خديجه زنده بود هيچ زن ديگر نكرد. و شوهر خديجه، اوّل، «1» عتيق ابن عابد بود از بنى مخزوم، و خديجه را از ان عتيق دخترى بود. «2» و چون عتيق بمرد، هالة بن زراره خديجه را بزنى كرد، و از او نيز دخترى بياورد. «3» و اين هاله از بنو تميم بود، و اين هاله نيز بمرد.

پس پيغامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) خديجه را بزنى كرد، و از او هشت فرزند بياورد: چهار پسر، و چهار دختر. و نام پسران: قاسم، و طيّب، و طاهر، و عبد اللَّه «4» بود، و نام دختران: زينب، و رقيّه، و ام كلثوم، و فاطمه بود كه مادر الحسن و الحسين بود رضوان اللَّه عليهم اجمعين. و تا خديجه رضى اللَّه عنها زنده بود هيچ زن ديگر نكرد.

و چون خديجه از دنيا رفت، عايشه را رضى اللَّه عنها و عن ابيها بزنى كرد، و هنوز خرد بود، و هفت ساله بود، و او را بخانه نتوانست بردن.

و دو سال ديگر بخانه پدر بماند، و پيغامبر (عليه السلام) هجرت كرد و بمدينه آمد، و پس مر ابو بكر الصدّيق رضى اللَّه عنه را فرمود كه بفرست تا عيالانت را «5» را بيارند، و از پس دو سال عايشه رضى اللَّه عنها را بخانه برد.

و اندرين دو سال كه عايشه بخانه پدر بود پيغامبر (عليه السلام) سوده را

_______________

(1) و نخستين شوى خديجه. (صو)

(2) عتيق بن عابد بن عبد اللَّه بن عمر بن مخزوم، فولدت له عبد اللَّه و جارية. (السيرة النبوية)

(3) ابى هالة بن زرارة التيمى و مات ابو هالة فى الجاهلية، و قد ولدت له خديجة هند الصحابى، راوى حديث صفة النبى (صلّى الله عليه وسلّم)، و قد شهد بدرا، و قيل احدا، و قد روى عنه الحسن بن على، فقال حدثنى خالى، لانه اخو فاطمة لامها ... (السيرة النبوية)

(4) ... يشعر سياق الحديث هنا و فيما سيأتى، ان الطاهر و الطيب شخصان، و المعروف انهما لقبان لعبد اللَّه (السيرة النبوية)

(5) تا عيالان را. (صو)

/ 364