ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1737

و از پس آن طليحة الكذّاب برخاست و از پس وفات پيغامبر (عليه السلام) كار او قوى گشت، و خلقى بر او گرد آمدند، و دعوى پيغامبرى كرد، و امير المؤمنين ابو بكر رضى اللَّه عنه خالد بن وليد را بفرستاد تا با او حرب كرد، و او بهزيمت برفت و از گوشه‏اى بدر شد، و بعد از آن توبت كرد، و بحج رفت و آن جايگاه مجاور گشت تا از دنيا برفت.

و از پس آن مسيلمة الكذّاب برخاست و هم دعوى پيغامبرى كرد، و امير المؤمنين ابو بكر رضى اللَّه عنه خالد را و عكرمه را بفرستاد تا با او حرب كردند، و او نيز بگريخت، و او را اندر نيافتند، و او را نيز بيمامه بكشتند.

و اين مسيلمه را باغى بود و آن را حديقة الرّحمن نام كرده بود و خويشتن را رحمن اليمامه نام كرده بود. و پس وحشى او را بر در آن باغ اندر يافت و بر آن در باغ او را بكشت، و سپاه او با سپاه خالد جنگ همى كرد، و خلقى بسيار از سپاه مسيلمه كشته شدند، و باقى جمله بگريختند، «1» و هيچ كس نمى‏دانست كه مسيله كشته شده است. پس خالد اندر ميان كشتگان مى‏گرديد و مسيلمه را ديد كشته آنجايگاه افتاده، و گفت كه: اين را كى كشت؟ وحشى گفت كه: او را من كشتم. و خالد از آن شاد شد، و گفت كه: احسنت اى وحشى، اگر در جاهلى كارى بد بكردى كه حمزه را بكشتى در مسلمانى اين كارى نيك بكردى كه مسيلمه را كشتى.

_______________

(1) وحشى بكشت، آن غلام حبشى كه پيغامبر را (عليه السلام) ازو غم آمدى از جهت آنكه حمزه را او كشته بود. و اين مسيلمه بدان باغ اندر بود ناگاه بيرون آمد خواست كه سوى آن حصار خويش برود، وحشى آنجا بود با حربه ايستاده، بشناخت كه او كيست. او را يكى حربه بزد و از شكمش بيرون آورد. پس حرب همى كردند تا از آن سپاه مسيلمه بيشتر كشته شدند و ديگر هزيمت شدند. (صو)

/ 364