ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1915

11- عيب جوى رونده‏اى بسخن‏چينى «1»

12- باز زننده‏اى نيكى را- يعنى بخيل- [از حد اندر گذرنده‏] بزه‏كارى «2»

13- فراخ شكمى پس از ان [حرام زاده‏] «3»

14- كه بود خداوند خواسته و فرزندان «4»

15- چون خوانده شود برو آيتهاى ما گفت افسانهاى پيشينگان است «5»

16- نشان كنيم او را «6» بر بينى‏

17- ما بيازموديم ايشان را چنان كه بيازموديم خداوندان بهشت را چون سوگند خوردند بدروند آن را «7» بامدادان‏

18- و نه گفتند ان شاء اللَّه.

19- بيامد بر آن عذابى «8» از خداى تو و ايشان خفتگان بودند

20- برگرديد چون خاكسترى «9»

21- آواز دادند بامدادان‏

22- كه بامداد كنيد بر كشت شما اگر هستيد ميوه بازكنان «10»

_______________

(1) طعنه كننده، رونده بسخن چينى- يعنى غماز- (صو) هماز مشاء بنميم.

(2) بازدارنده نيكويى از حد اندر گذرنده بگناه. (صو) مناع للخير معتد اثيم.

[در متن «معتد» ترجمه نشده‏]

(3) بد مرد بد خوى كلان شكم بسيار خوار سپس آن ... حرام زاده. (صو) عتل بعد ذلك زنيم. (صو) [در متن «زنيم» معنى نشده‏]

(4) بدانك بود با خواسته و پسران. (صو)

(5) چون برخوانند بر وى آيتهاى ما گويد نبشتگيهاى پيشينيان است. (صو)

(6) زود داغ نهيمش (صو)

(7) بوستانها را چون سوگند خوردند كه بدروند آن بوستانها (صو)

(8) بگشت بران بوستانها گردنده. (صو) فطاف عليها طائف.

(9) بشد چون بريده بركنده از بيخ. (صو) فاصبحت كالصريم‏

(10) كه بگاه برويد بر كشت خويش اگر مى‏خواهيد درودن. (صو) صارمين‏

/ 364