ترجمه تفسیر طبری جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر طبری - جلد 7

به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 1925

ترجمة سورة الحاقة

و اين الحاقة هم روز رستاخيز است. گفت كه: تو چه دانى يا محمّد كه روز رستخيز چه روزى است. گفت: كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ: 4 «1» گفت كه: ثمود و عاد بدروغ داشتند قيامت را. و چون ثموديان مر صالح را گفتند كه: ما را علامتى بايد كه اشترى ازين كوه بيرون آيد. «2» و چون آن اشتر را بيرون آورد او را جادو خواندند، و آن اشتر را بكشتند و ايشان همه هلاك شدند. و اين قصّه بجايگاه خويش گفته آمدست.

امّا قوم عاد چون اندر كافرى غرّه شدند خداى عزّ و جلّ مر هود (عليه السلام) را پيغامبرى داد، و پيش ايشان فرستاد، و هيچ كس از ايشان فرمان هود نبردند، تا خداى عزّ و جلّ قحط بر ايشان نهاد. آنكه گفتند كه: اين از شومى هود است. آن گه سه تن را بيرون كردند، و بخانه كعبه فرستادند، و از قربانها فرستادند. و از ايشان يكى قيل نام بود، و اين قيل كافر بود، و ديگر مرثد بود، و سه ديگر لقمن بود. و اين قيل بكوه رفت و قربان خويش بكرد، و باران خواست گروه خويش را، و سه پاره ابر پديدار آمد يكى سياه و يكى سرخ و يكى سپيد. آواز آمد كه از اين سه ابر يكى بگزين تا بقوم تو رود، و او ابر سياه برگزيد.

و آن ابر سياه باد صرصر اندر آن بود. و آن باد صرصر بيرون آمد و آن عاديان را هلاك كرد. و چون درختهاى خرما «3» آنجا اوفتاده بودند چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت: كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ: 7 «4» امّا لقمن قربان خويش بكرد، و از خداى عزّ و جلّ زندگانى دراز خواست، و زندگانى هفت كركس بخواست، و حق تعالى او را بداد.

و اين قصّه بجاى خويش گفته آمده است. و السّلم.

_______________

(1) الحاقة 4

(2) بيرون آرى. (صو)

(3) خرما بن. (صو)

(4) الحاقة 7

/ 364