11 - پس خدا [نيز] آنان را از گزند [و آسيب ] آن روز نگاه داشت و شادابى و سرورى [پايان ناپذير] به آنان ارزانى داشت.12 - و به خاطر آن كه شكيبايى پيشه ساختند، بوستانى [پرطراوت ]و ديبايى به آنان پاداش داد.13 - در حالى كه آنان در آنجا بر تخت ها تكيه زده اند. [آنان ] در آنجا نه آفتابى [آزار دهنده ] مى بينند و نه سرمايى سخت [و سوزان.]14 - و سايه هاى [درختان ] آنجا، به آنان نزديك است، و ميوه هايش [براى چيدن و خوردن آماده و] فرو افتاده.15 - و ظرف هايى سيمين و جام هايى بلورين، بر گرد آنان گردانده مى شود.16 - جام هاى نقره فام كه آنها را به گونه اى مناسب [طراحى و اندازه گيرى و از ]كار در آورده اند.17 - و در آنجا از جامى [ از شراب پاك ] كه آميزه آن زنجبيل است به آنان نوشانده مى شود.18 - [آن جام ] از چشمه اى در آنجا كه سلسبيل ناميده مى شود [پر مى گردد.]19 - و [براى پذيرايى آنان ] پسرانى جاودان بر گردشان مى چرخند؛ هنگامى كه آنان را ببينى، مى پندارى مرواريدهايى پراكنده اند.20 - و چون آنجا بنگرى، نعمتى فراوان و فرمانروايى پهناورى مى بينى.21 - بر [اندام ] آنان جامه هاى ديباى نازك سبز و ديباى ستبر است؛ و با دستبندهايى سيمين آراسته شده اند؛ و پروردگارشان شرابى پاك به آنان نوشانده است.22 - [به آنان گفته مى شود:] بى گمان اين پاداشى است براى شما و تلاش شما قدرشناسى شده است.
نگرشى بر واژه ها
وقايه: اين واژه مصدر و به معنى نگاه داشتن و حفظ نمودن و جلوگيرى از رسيدن اذيت و آزار به فرد و يا چيزى آمده است.نضرة: به معنى رنگ هاى زيبا و گياه خوشرنگ و تماشايى آمده است. واژه «نضير» و «نضِر» نيز به معنى خوشرنگى و زيبايى است.سرور: باور و عقيده به رسيدن به منافع آمده و همين باور و يا رسيدن به سود است كه آثار شادمانى در چهره را نمايان مى سازد.ارائك: اين واژه جمع «اريكه»، به معنى تخت هايى پرشكوه و زيباست كه در حجله عروس مى گذراند. پاره اى نيز آن را به معنى بالش هاى نرم و فاخر گرفته اند.زمهرير: سرماى سخت؛ و به جايى گفته مى شود كه از همه سردخانه ها سردتر است.زنجبيل: نوعى از ادويه است كه بسيار خوش طعم مى باشد و زبان را مى سوزاند. از اين ادويه به همراه عسل، مربايى خاص مى سازند، كه با آن برخى بيمارى ها را مى توان برطرف ساخت. هنگامى كه آن را با شراب بياميزند لذت بخش تر است و عرب به وسيله آن چيزها را عطرآگين مى ساخت.سلسبيل: به معنى شراب ملايم و لذت بخش آمده است.ولدان: به معنى پسران آمده است و مفرد آن «وليد» به مفهوم نوزاد است.سندس: لباس ابريشمى زيبا و گران قيمت.استبرق: ديباى ستبرى است كه مى درخشد و جلوه مى كند.
تفسير
پاداش شكوهبار «ابرار» و تنوع نعمت ها
در اين آيات خداى فرزانه پرتوى از پاداش شكوهبارى را كه براى نيكان و پاكان آماده ساخته است به تابلو مى برد.نخست مى فرمايد:فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ پس خداى فرزانه نيز بندگان شايسته بارگاه خود را از گزند و آسيب و هراس روز رستاخيز حفظ مى كند و آنان در پناه او در امنيت كامل خواهند بود.وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراًو نيز به آنان شادابى و شادمانى وصف ناپذيرى ارزانى مى دارد.آن گاه در مورد ارزانى شدن دو نوع نعمت ديگر مى افزايد:وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراًو به خاطر شكيبايى و پايداريشان در خودسازى و در برابر موانع و مشكلات گوناگون رشد و كمال و اطاعت خدا، به آنان بوستانى پرطراوت و زيبا و لباس فاخر و پرشكوه ابريشمين ارزانى مى گردد.سپس مى افزايد:مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ آنان در بهشت پرطراوت و زيبا، بسان فرمانروايان و شاهان بر تخت هاى پرشكوه و زيبا تكيه دارند.به باور گروهى از جمله «ابن عباس» آنان در سراها و حجله هاى زيبا و آراسته همسران بهشتى خويش، بر تخت ها تكيه مى زنند.امّا به باور «زجاج» منظور تكيه زدن و شادمان بودن است، چرا كه «اريكه» به مفهوم هر چيزى است كه به آن تكيه مى زنند.و از ديدگاه «ابومسلم» واژه «ارائك» به معنى فرش هايى است كه بر روى آن تخت هاى پرشكوه افكنده شده است.لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراًآنان در آنجا نه آفتابى اذيت كننده مى بينند و نه سرمايى سخت و سوزان.در آيه بعد در اشاره به نعمت ديگرى كه به آنان ارزانى مى گردد، مى فرمايد:وَ دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُهاو سايه هاى درختان بهشت پرطراوت و پرنعمت به آنان نزديك و سايه گستر است.پاره اى برآنند كه خورشيد در بهشت به گونه اى مى تابد كه سايه ها را از ميان نمى برد.وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلاًو ميوه هاى آن درختان بهشتى، براى چيدن آماده و فرو افتاده است.اين ميوه ها به گونه اى آماده و در دسترس نيكان و پاكان هستند، كه با برخاستن آنان ميوه ها نيز بالا مى روند و با نشستن و يا خوابيدن آنان فرود مى آيند و به آنان نزديك مى گردند.به باور پاره اى دست نيكان و پاكان براى چيدن ميوه هاى بهشتى، نه با خارى رو به رو مى گردد و نه دورى و موانع ديگرى.در مورد گراميداشت و چگونگى پذيرايى از آنان در بهشت مى فرمايد:وَ يُطافُ عَلَيْهِمْ بِ آنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَكْوابٍ كانَتْ قَوارِيرَاو بر گرد آن نيكان و پاكان در بهشت پرطراوت و زيبا و به منظور گراميداشت آنان، ظرف هايى سيمين و جام هايى بلورين چرخانده مى شود.واژه «اكواب» جمع «كوب»، به معنى ظرف ها و ليوان هاى نقره اى و بدون دسته آمده است؛ امّا به باور «مجاهد» به معنى كاسه هاى بزرگ است.و مى افزايد:قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوها تَقْدِيراًظرف هايى بلورين و زيبايى از نقره، كه آنها را به گونه اى مناسب و زيبا طراحى و اندازه گيرى نموده و از كار در آورده اند.از امام صادق آورده اند كه فرمود: ظرف هاى نقره اى بهشت بسان شيشه و بلور زيبا و سفيد و تماشايى است، و چشم از پشت آنها مى بيند و داخل و خارج آنها نمايان است.«ابوعلى» مى گويد با اين كه شيشه از جنس سنگ و ريگ است، اما نقره اين گونه نيست، چگونه شيشه و بلور مى تواند از نقره باشد؟پاسخ اين است كه وقتى پديده اى با پديده ديگرى نزديك و يا به فراوانى با آن در آميزد و مخلوط شود، گرچه در واقع از جنس آن نباشد مى توان گفت از آن است و اين گونه وصف مى گردد.[اين بيان نظيراين سخن پيامبر است كه در وصف سلمان با اين كه نه هاشمى بود و نه عرب فرمود: سلمان، از ما خاندان پيامبر است. «السلمان من اهل البيت.»اين سبك سخن در شعر عرب نيز نمونه هاى بسيارى دارد.]«ابن عباس» مى گويد: شيشه و بلور هر زمينى از خاك آن ساخته مى شود و بدان دليل كه زمين بهشت نقره اى است، شيشه و بلور آن جا نيز نقره فام است.در آيه بعد مى فرمايد:وَ يُسْقَوْنَ فِيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلاًو در آنجا از جامى لبريز از شراب پاك كه آميزه آن زنجبيل است سيراب مى گردند.«ابن عباس» مى گويد: همه نعمت هاى بهشتى كه خدا آنها را در قرآن ياد مى كند، در اين جهان نظير و مانند ندارد، اما خدا بدان دليل كه با زبان مردم دنيا سخن مى گويد، آن نعمت ها را به نام هايى كه در دنيا هست مى خواند، و بدان جهت كه عرب با زنجبيل خود را عطرآگين مى ساخت، خدا آن را در آيات قرآن آورده و وعده فرموده است كه نيكان و پاكان را از نوشابه هايى كه آميخته به زنجبيل است، سيراب خواهد ساخت.
و مى افزايد:
عَيْناً فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلاًاين جام هاى بلورين و نقره فام كه لبريز از شراب بهشت و آميخته به زنجبيل است از چشمه اى پر مى شود كه نام آن «سلسبيل» است.«ابن اعرابى» مى گويد: اين واژه را كه نام چشمه اى در بهشت است فقط در قرآن ديدم و شنيدم و اين از ابداعات اين كتاب است.امّا «زجاج» بر آن است كه «سلسبيل» وصف نوشيدنى بسيار لذت بخشى است، كه به خاطر نرمى و گوارا بودنش به آسانى در دهان و گلو جريان مى يابد.به باور پاره اى اين چشمه بهشتى بدان جهت «سلسبيل» ناميده شده است كه هماره در سراها و كاخ هاى پرشكوه نيكان و پاكان برايشان مى جوشد و سرچشمه آن، بهشت جاودانه و زير عرش است.امّا به باور «قتاده» بدان دليل كه آب آن روان و رام آنان است و هر كجا بخواهند روان مى گردد، بدان نام خوانده شده است.آن گاه در وصف نعمت ديگر خدا به آنان مى فرمايد:وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ و براى پذيرايى آنان و بزرگداشت شان نوجوانانى هماره زيبا و جاودانه بر گردشان مى گردند و هر آنچه بخواهند برايشان آماده مى سازند،إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراًكه چون آنان را ببينى مى پندارى كه بسان مرواريدهايى درخشان و زيبا پراكنده اند ، به باور پاره اى منظور اين است كه در زيبايى و درخشندگى و فراوانى بسان مرواريدهايى پراكنده اند.امّا به باور پاره اى ديگر منظور پراكندگى آنان براى پذيرايى است، چرا كه اگر آنان در يك صف و يك رديف از نيكان پذيرايى مى كردند، آنان را منظم و رديف شده وصف مى كرد.در آيه بعد در بيان وصف ناپذيرى نعمت هاى بهشت به نيكان و پاكان مى فرمايد:وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراًو هنگامى كه به كران تا كران بهشت و نعمت هاى بى شمار آن چشم بدوزى و آنها را بنگرى، نعمت هاى گرانقدر و وصف ناپذير و سرزمين و فرمانروايى گسترده و پرشكوهى را تماشا مى كنى.از امام صادق آورده اند كه فرمود: نعمت هاى گرانقدر و شكوه و عظمت فناناپذيرى را مى نگرى لا يزول و لا يفنى.به باور برخى منظور اين است كه: و هنگامى كه آنجا را بنگرى نعمت هاى بى شمار و وصف ناپذيرى را بنگرى كه تنها پاره اى را قرآن وصف مى كند.و به باور برخى منظور از فرمانروايى بزرگ اين است كه فرشتگان بر نيكان و پاكان سلام و درودهاى گرم نثار مى كنند و در خدمت آنانند، به گونه اى كه براى انجام كار از آنان اجازه مى گيرند.از ديدگاه برخى منظور اين است كه نيكان بارگاه خدا قدرت و شوكتى در بهشت دارند كه هر چه بخواهند بر انجام آن توانا مى شوند.و از ديدگاه برخى ديگر، آيه اشاره به گستردگى شكوه و قدرت آنان دارد، چرا كه دارنده كمترين درجه و مقام از نيكان بهشت از فاصله هزار سال در بوستان و قلمرو زندگى جاودانه خويش مى نگرد و انتهاى آن را بسان آغاز آن مى بيند.و پاره اى برآنند كه منظور فرمانروايى هماره و جاودانه آنان است كه برآورنده همه آرزوها و تحقق بخش تمامى آرمان هاى آنان است.در ادامه سخن از نعمت هاى گوناگون خدا به آنان، اينك در اشاره به نعمت لباس و پوشش فاخر و پرشكوه بهشت براى نيكان و پاكان مى فرمايد:عالِيَهُمْ ثِيابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ بر اندام آنان جامه هايى است از حرير نازك سبز و از ديباى ستبر و ضخيم.پاره اى واژه «عالى» را در آيه «ظرف» و به معنى فوق گرفته اند، و پاره اى حال؛ در صورت نخست بسان اين است كه گفته شود: بر اندام آنان... يا بر روى لباس آنان ... و در صورت دوم بسان اين است كه گفته شود: اين در حالى است كه جامه هايى از حرير نازك سبز و از ديباى ضخيم آنان را در برگرفته است.از امام صادق آورده اند كه: بر روى لباس آنان جامه هايى از حرير سبز نازك و از ديباى ستبر است.گفتنى است كه منظور از ضخامت و درشتى نه در بافت لباس و پارچه آن كه اشاره به بالابودن ارزش آن لباس ها مى باشد.وَ حُلُّوا أَساوِرَ مِنْ فِضَّةٍو آنان با دستبندهايى سيمين آراسته شده اند.آرى، با دستبندهايى از نقره درخشان و بلورين كه زيباتر از درّ و ياقوت و مرواريد است و ارزشمندتر از طلاى ناب.پاره اى برآنند كه: آنان گاه با وسايل زينتى نقره اى خود را آراسته مى سازند و گاه با طلاها تا به انواع زينت ها و زيورها آراسته باشند.در آيه ديگرى از قرآن در مورد بهشتيان آمده است كه:يحلّون فيها من اساور من ذهب...(193)آنان هستند كه بهشت هاى جاودانه از آن آنهاست... در آنجا با دستبندهايى از طلا آراسته مى شوند.گفتنى است كه گرچه نقره در اين جهان از نظر ارزش از طلا فروتر است، اما نقره بهشت با وصفى كه از آن آمد در اوج برترى است؛ افزون بر اين نكته در سراى آخرت اين وسايل آراستگى و تزيينى براى شادى و طراوت است، نه خريد و فروش تا قيمت مطرح باشد.وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراًو پروردگارشان به آنان شرابى پاك و ناب مى نوشاند.منظور از شراب پاك، عبارت از شرابى است كه هم از ناپاكى شراب هاى دنيا به دور است، و اگر بر دست و پاى انسان برسد آلوده نمى سازد، و هم از عوارض و پليدى ها و بدمستى هاى شراب هاى دنيا، و چيزى است كه جسم و روح انسان را از پليدى هاى ظاهرى و اخلاقى پاك مى كند.به باور پاره اى اين شراب پاك بسان شراب دنيا باعث فزونى ادرار نمى گردد، بلكه در پيكر آنان به صورت رطوبت و عرق روان مى گردد كه از مشك خوشبوتر و عطرآگين تر است؛ به همين دليل است كه در بهشت پرطراوت و نعمت، يك مرد داراى قدرت و خوراك و همسرخواهى يكصد مرد در اين دنياست و هر آنچه به صورت خوردنى و نوشيدنى مصرف مى كند، فزونى مصرف بدن به صورت عرق كه خوشبوتر از مشك و عنبر است از پوست بدنش خارج مى شود و دگر باره ميل او به غذاها و شراب هاى پاك بهشت و همسران زيبايش را در خود احساس مى كند.از حضرت صادق آورده اند كه اين شراب پاك جسم و جان آنان را از همه چيز جز از ذات پاك و بى همتاى خدا پاك و پاكيزه مى سازد، چرا كه تنها ذات پاك خدا و ياد و نام اوست كه انسان را از آلوده شدن به ناپاكى ها و نارواها باز مى دارد و او را پاك و پاكيزه مى سازد و به او رنگ خدا مى بخشد.و در آخرين آيه مورد بحث مى فرمايد:إِنَّ هذا كانَ لَكُمْ جَزاءًآن گاه ندايى جان بخش به آنان مى رسد كه: اين نعمت ها و مواهب بى نظير و پرشكوه و لذت بخش پاداش درست انديشى و عملكرد شايسته شما در زندگى دنياست.وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراًو تلاش و كوشش شما در راه خشنودى خدا و اطاعت او و دورى گزيدنتان از گناه و ستم و نافرمانى حق در خور سپاس و قدردانى است و اين گونه از آن قدردانى و حق شناسى مى گردد.
پرتوى از آيات
آيات دلنواز و الهام بخشى كه از «ابرار»، يا بندگان ويژه خدا و نيكان و پاكان بارگاه او سخن مى گويد از ابعاد گوناگونى در خور نگرش و درس گرفتن است:
1 - برترى و شكوه وصف ناپذير خاندان پيامبر
به گونه اى كه در شأن نزول و داستان فرود آيه هاى 22 - 5 بيان شد، اين 18 آيه در مورد شخصيت والاى على و فاطمه و دو نورديده آنان حسن و حسين - كه سلام خدا بر آنان باد - و داستان اخلاص وايمان و بشردوستى و مردم خواهى آنان فرودآمد و در حقيقت سندى است بزرگ و پرافتخار بر فضيلت آنان.بر اين حقيقت همه دانشمندان و قرآن پژوهان و محدثان مذهب اهل بيت اتفاق نظر دارند، و بيشتر علماى مشهور و نامدار اهل سنت نيز بر اين واقعيت معترف هستند و اين را نوشته، و پاره اى اين داستان را در قالب شعر ريخته اند، كه صاحب «الغدير» در كتاب ارزشمند خويش 34 نفر از علماى نامدار آنان را نام مى برد كه اين حديث و اين موضوع را در كتاب هاى خود آورده اند و نام كتاب و صفحه مورد نظر را نيز نشان مى دهد. همين گونه صاحب كتاب «احقاق الحق» اين داستان افتخارآفرين و حديث آن را از 34 نفر از علماى اهل سنت با بيان مدرك و مأخذ ترسيم مى نمايد.(194)با اين بيان نيكان و پاكان و شايستگان راستين و بى نظير بارگاه خدا خاندان پيامبرند، و آنان هستند كه سمبل ايمان و اخلاص و خدادوستى و بشردوستى و محروم نوازى مى باشند و بر ماست كه آنان را سرمشق و الگو سازيم و با رعايت مقررات خدا و راستى و درستى بكوشيم تا در دايره وسيع تر «ابرار» درآييم.
2 - پرتوى از ويژگى هاى ابرار
در اين آيات از ويژگى ها و اوصاف آنان اين گونه ياد مى گردد و در برابر چشم انداز كمال جويان قرار مى گيرد:1 - وفادارى در برابر خدا و بندگان او.2 - خداترسى و احساس مسئوليت در برابر خدا و بازخواست و حسابرسى ذات پاك او.3 - رسيدگى به محرومان و آسيب ديدگان جامعه با غذا و لباس و پناه دادن به آنان و مهرورزيدن به آنها.4 - ايثار و فداكارى و از خودگذشتگى و دگر دوستى بى نظير و مثال زدنى.5 - ويژگى اخلاص و يارى رسانى و گره گشايى بدون منت و فخرفروشى و رياكارى و خودنمايى.6 - ترس از روز سهمگين رستاخيز.(195)
3 - پاداش شكوهبار آنان در سراى آخرت
اين آيات نشانگر آن است كه خداى بنده نواز و حق شناس، افزون بر بلندآوازه ساختن ياد و نام آنان، و بارش بارانى از مهر و لطف خويش بر آنان در هماره زندگى، اين پاداش پرشكوه و متنوع را نيز برايشان بر مى شمارد:1 - نعمت امنينت و آرامش.2 - نعمت مسكن پرشكوه در بهشت پرطراوت و زيبا.3 - نعمت لباس هاى فاخر و تماشايى بهشت.4 - تخت ها و فرش هاى زيبا.5 - سايه آرام بخش و دل انگيز.6 - هواى مطبوع وملايم.7 - انواع ميوه ها و خوردنى ها.8 - انواع نوشيدنى ها و شراب پاك و پاكيزه ساز و زداينده غفلت ها و رنج ها و پليدى هاى ظاهرى و باطنى.9 - ظروف زيباى پذيرايى.10 - وسايل زينتى.11 - پذيرايى گنندگان خوب و سرشار از ادب و كمال و جمال.12 - و از همه پرشكوه تر قدردانى و حق شناسى خدا از شايستگان.(196)گفتنى است كه نعمت هاى شكوهبار بهشتى كه خدا وعده آنها را به «ابرار» مى دهد، همه و همه متناسب با سراى آخرت است، و در دنيا نظير و مانند ندارد، اما قرآن بدان دليل كه با زبان و فرهنگ مردم دنيا سخن مى گويد، آن نعمت ها را با نام نعمت هاى مورد نظر مردم دنيا مى شمارد و به تابلو مى برد.