امّا رشيد : - زندگی سیاسی امام هشتمین (ع) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

زندگی سیاسی امام هشتمین (ع) - نسخه متنی

سید خلیل خلیلیان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

امّا رشيد :

وى كسى بود كه به تعبير خوارزمى « درخت نبوّت را از شاخ و
برگ برهنه كرد و نهال امامت را از بن برآورد
او هرگز از خدا ترسى نداشت و دليل اين بيشرمى همان نحوه
رفتارش با بزرگان خاندان على عليه السلام ، يعنى اولاد دختر پيامبر
بود كه هرگز جرمى نداشتند» (90) و آنقدر از شيعيان بدش مى آمد كه
شاعران به منظور تقرّب جستن به او ، اشعار هجو خاندان على را مى
سرودند.

رشيد سوگند خورده بود كه اين خاندان فرزندان و پيروانشان را
از ريشه برافكند ، مى گفت: « تا كى خاندان فرزندان ابوطالب را
تحمّل كنم. به خدا سوگند كه مى كشم ، هم خودشان را و هم شيعيان را
» (91)

او چون به خلافت رسيد تمام طالبيان را از بغداد به مدينه راند
. (92) و اين به انگيزه ، تنّفر و كينه اى بود كه به آنان مى
ورزيد..

«
او كاملاً به جان علويان
افتاده بود . گام به گام آنها را تعقيب مى كرد و به قتلشان مى
رسانيد..» (93)

«اولاد
و شيعيان فاطمه را پيوسته مى كشت» (94)

هنگامى كه جلودى را به جنگ «محمّد بن جعفربن محمّد» فرستاد به او
دستور داد كه خانه هاى خاندان ابوطالب را در مدينه غارت كند، از
زنانشان هر چه لباس و زيور است بر بايد به گونه اى كه براى هر زنى
بيش از يك جامه باقى نماند. (95)

رشيد كسى بود كه مرقد امام حسين را خراب كرد و زمين كربلا را به
زير شخم برد. به علاوه، درخت سدرى را كه در كنار آن بقعه شريف ،
زائران را سايبان مى بود، بريد. البتّه اين عمل به دست كارگزارش در
كوفه، موسى بن عيسى بن موسى عباسى ،صورت گرفت . (96)

از همه فجيعتر و از تمام اين فجايع هولناكتر آن بود كه دست به خون
رهبر پيشوايان علويان ، يعنى امام موسى بن جعفر عليه السلام
بيالود.

عقاد خطاب به رشيد با اشاره به نبش قبرى كه از امام حسين عليه
السلام كرده بود، گفت : «گويا مى ترسيدند كه شيعيان على ، قبر تو
را هم نبش كنند، از اينرو ترا در قبر پيشواى علوى (امام رضا )
نهادند تا از نبش قبر و اهانت پس از مرگ رهايى يابى شگفتا كه
فرندان على به قلمرو گسترده تو پناه مى آوردند ولى در همه جا تنگى
مى ديدند . اما پيروان تو كه در جستجوى پناهگاهى برآمدند تا جسد در
قبر يكى از همان پناهندگان بى پناه نهاده شده » (97) وي با اين
جملات اشاره به قبر امام رضا عليه السلام مى كند كه رشيد نيز در
كنار آن مدفون گشته. «محمّد بن حبيب ضبى» نيز با اشاره به اين مطلب
چنين سروده :

«در طوس دو گور
است كه در يكى هدايت آرميده « و در ديگرى گمراهى كه خاكش ، خاكستر
آتش است « همجوارى ضلالت با پاكى افزون كننده غذابش است و فراهم
آورنده خواريش ستمگريهاى رشيد به حدى رسيده بود كه مردم او را دشمن
على (على ) باور مى داشتند ولى او خود موضع دفاعى گرفته برايشان
سوگند مى خورد كه على را دوست دارد.

اسحاق هاشمى نقل مى كند : « روزى نزد رشيد بوديم و او مى
گفت ، شنيده ام كه مردم مى پندارند من نسبت به على كينه مى توزم ،
به خدا سوگند هرگز كسى را به اندازه او دوست نداشته ام . ولى اين
علويان سختگيرترين مردمند.»

(98)آنگاه گناه اين پندار مردم را به گردن علويان انداخته گفت :
اين علويان به بنى اميّه بيشتر تمايل دارند تا عباسيان .. رشيد
حتّى در برابر علماى بزرگ از رفتار خود با طالبيان علناً توبه
كرد.(99)

البتّه اين ژستها براى رشيد پس از آن همه تعقيب و كشتار علويان ،
امرى طبيعى مى نمود و بالاخره ، ستمگريهاى رشيد تا بدانجا اوج گرفت
كه در برخى اين پندار را تقويت كرد كه علّت بيعت مأمون با امام رضا
به عنوان وليعهد ، به خاطر زدودن جرايم رشيد بوده كه عليه خاندان
على عليه السلام مرتكب شده بود. اين مطلب را بيهقى وصولى ذكر كرده
اند. (100)

/ 101