امّا مأمون : - زندگی سیاسی امام هشتمین (ع) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

زندگی سیاسی امام هشتمین (ع) - نسخه متنی

سید خلیل خلیلیان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

امّا مأمون :

در بسيارى از فصول آينده به گوشه هايى از رفتار اين خليفه
با خاندان على اشاره خواهيم كرد.

امّا تاكنون بياييم كمى از شاعران بشنويم كه چگونه برخى حقايق را
براى ما بازگو مى كنند تا بهتر به اين نكته پى ببريم . عباسيان بر
اثر ترسى كه از علويان داشتند، عليه شان برخاسته و با قتل و ظلم و
آزار در معرض آنگونه شكنجه هاى گوناگون قرارشان دادند. عبّاسيان مى
خواستند ريشه علويان را براندازند و محيط را براى خود چنان مساعد و
بى مزاحم گردانند كه ديگر كسى نباشد تا قدرتشان را تهديد كند .
انحصار طلبى در قدرت ، به آنان اجازه نمى داد كه كسى شايسته تر از
خود را در روى زمين ببينند . مردم با مشاهده جنايات عباسيان ديگر
جنايات بنى اميّه را فراموش كرده بودند. يكى از شعرا مى گفت :

«
سوگند به خدا كه بنى
اميّه نكرد

« حتّى يكدهم آنچه
را كه بنى عباس كرد . (101)

شاعر ديگرى به نام ابوعطاء افلح بن يسار الندى ، متوفا به سال 180
هجرى ، كه عصر اموى و عباسى هر دو را درك كرده بود ، در زمان سفّاح
چنين سرود :

«
ايكاش ظلم بنى مروان بر
ما همچنان ادامه مى يافت

«و ايكاش عدل بنى
عباس در آتش فرو مى سوخت (102)

على بن عبّاس ، شاعرى كه به ابن رومى شهرت يافته و از غلامان معتصم
بود، قصيده اى دارد كه در آن مى گويد:

«
فرزندان مصطفى! مردم چقدر
گوشتهاى شما را به دندان دريدند

«
كوچكترين مصيبت شما بيكسى
و يا قتل است

«گويى هر لحظه اى
كه مى گذرد براى پيغمبر

«كشته پاك سرشتى
به خون آغشته گردد.

/ 101