زندگی سیاسی امام هشتمین (ع) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

زندگی سیاسی امام هشتمین (ع) - نسخه متنی

سید خلیل خلیلیان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

چه هنگام و چگونه عباسيان دعوت خود را آغاز
كردند؟

مسأله مهمى كه اكنون بايد بدان بپردازيم آشنايى
با زمان دعوت عباسيان و همچنين شگردى است كه آنان در اين راه به
كار مى بردند.

اين دعوت نخست از سوى علويان آغاز شد. دقيقاً
نخستين اقدام از سوى ابوهاشم يعنى عبداللَّه محمد بن حنفيّه صورت
گرفت كه صف شورشيان را نظم بخشيد و افرادى را به زير پرچم خويش گرد
آورد. مانند:محمّدبن علىّ بن عبداللَّه بن عباس، معاوية بن
عبداللَّه بن جعفر بن ابيطالب، عبداللَّه بن حارث بن نوفل بن حارث
بن عبدالمطلّب، و ديگران...

اين سه تن به هنگام وفات بر بالين ابن حنفيّه
حاضر شدند و او نيز آنان را از جريان كار انقلابيون آگاه ساخت.

پس از مرگ «معاوية بن عبداللَّه» فرزندش
عبداللَّه نيز مدّعى وصايت از سوى پدر گرديد. وى معتقدانى گرد خود
جمع آورده بود كه پنهانى قايل به امامتش بودند و اين بود تا روزى
كه به قتل رسيد.

اما «محمد بن على» (پدر سفّاح و منصور) بسيار
زيرك و كاردان بود. همين كه به وسيله ابوهاشم انقلابيون را شناسايى
كرد تمام نيروى خود را بكار برد تا با زيركى در آنان نفوذ كرده همه
را به زير سلطه خويش درآورد (13) و نگذارد كه به معاوية بن
عبداللَّه يا فرزندش نزديك شوند.

محمدبن على همچنان با احتياط كامل و به گونه اى
پنهان گام برمى داشت، و بدين سان او به اقدامات زير پرداخته بود:

1 ـ از علويان كناره مى گرفت، چه آنان آوازه و
اعتبار بيشترى از وى داشتند. اما در ضمن اگر مى توانست از نفوذشان
به نفع خود و دعوت خويشتن سود مى جست. اين كار را نه او بلكه
فرزندانش نيز دنبال كردند كه خواهيد ديد...

2 ـ همچنين از گروه هاى مختلف سياسى كه به نفع او
كار مى كردند نيز دورى مى گزيد.

3 ـ از همه مهمتر آن كه پيوسته توجّه فرمانروايان
اموى را از خود و فعاليتهايشان منصرف مى ساخت و هميشه ردّ پا
برايشان گم مى كرد.

به انگيزه همين مسايل بود كه محمد بن على سرزمين
خراسان را برگزيد و پيروانش را به آنجا گسيل داشت و به دستشان
سفارشنامه معروف خود را سپرد. در اين سند سرزمينها و شهرهاى اسلامى
بدين گونه تقسيم بندى شده بود: اين قسمت مربوط به علويان است، آن
يكى عثمانى، ديگرى سفيانى و اين قسمت را هم ابوبكر و عمر تحت سيطره
خود درآورده اند...

محمدبن على مبلّغان خود را از تماس گرفتن با
فاطميان برحذر مى داشت ولى خود و اطرافيانش و ديگركسانى كه بعداً
به راه او رفتند، نزد علويان تظاهر به همبستگى مى كردند، مى گفتند
اين دعوت و نهضت به خاطر آنان است. ولى از آن ميان تنها عدّه كمى
بودند كه به حقيقت امر آگاه بودند و مى دانستند كه اوضاع دارد به
نفع عباسيان جريان پيدا مى كند.

شعارهايى كه براى پيروان خود ساخته بود مبهم و
چندپهلو و قابل انطباق با هر گروه و دسته اى بود. مانند: «خشنودى
آل محمّد»، شعار «اهل بيت» و از اين قبيل... .

/ 101