نقش رهبری حضرت رضا (ع) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نقش رهبری حضرت رضا (ع) - نسخه متنی

سید محمد حسینی شیرازی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

















حفظ
آبروى مردم



بر هر مسلمانى واجب است
كه آبروى برادر و خواهر مسلمانش را نگاه دارد، و حتى در غيابش نيز بايد
آبرويش حفظ شود، و اسلام غيبت مرد و يا زن مسلمان را از گناهان كبيره شمرده
است.

و خاندان عصمت و طهارت
كه تجلّى اسلام در تمام شئون زندگى هستند در اين مسئله پيش قدم بوده، و حتى
اگر كسى براى رفع نيازش به آنان رجوع مى كرد، نه تنها نيازش را برآورده بلكه
پس از برآوردن آن از نگاه كردن به رويش خوددارى كرده تا نكند آن فرد نيازمند
كمى خجالت بكشد.

مثلاً در تاريخ حضرت على
بن موسى الرّضا
(ع) (افضل
التحية
والثناء آمده كه شخصى به حضورشان شرفياب شده و اظهار داشت كه: در سفر حج خرجى
سفرم را گم كرده و مى خواهم به وطنم باز گردم در حالى كه پولى به همراه
ندارم، اگر بر من لطف كنيد و خرج سفرم را بپردازيد، هنگام رسيدن به شهر خودم
به
قدر آنچه را كه به من
داده ايد از سوى شما صدقه مى دهم، چون من از موارد مصرف صدقه نيستم.

حضرت اين مرد را نشانده
و احترامش كردند، و سپس به اندرون خانه تشريف برده و درب حجره را بستند، بعد
از چند لحظه دست شريفشان را از بالاى در بيرون آورده و آن مرد را صدا زدند،
آن مرد كه نزديك آمد، حضرت فرمودند: اين دويست دينار[1]
است، با خودت ببر و به مصرف برسان و از سوى من هم صدقه نده، آن مرد كيسه زر
را دريافته و از خانه حضرت خارج شد.

يكى از اصحاب پرسيد: شما كه لطف زيادى بر اين مرد روا داشتيد، ديگر چرا چهره
خودتان را از او مخفى نموديد؟! امام فرمودند: نخواستم چون حاجتش را
برآورده ام ذلّت خواهش و سؤال را در چهره اش ببينم، پيغمبر اكرم فرمود: (كسى
كه كار نيكى را مخفيانه انجام بدهد، معادل پاداش هفتاد حج است، و خداوند
گناهان او را مى بخشد)[2].

[1]
ـ

لازم به
تذكر است كه هريك دينار شرعى لااقل معادل يك مثقال طلا، عيار 18 نخود
است. (مترجم)

[2]
ـ

تفصيل
اين واقعه در كتاب شريف كافى، جلد4 صفحه24 آمده است. (مترجم).









/ 29