نقش رهبری حضرت رضا (ع) نسخه متنی

This is a Digital Library

With over 100,000 free electronic resource in Persian, Arabic and English

نقش رهبری حضرت رضا (ع) - نسخه متنی

سید محمد حسینی شیرازی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


















در شهر
نيشابور



حضرت رضا (ع) بر سر راه
خود به شهر نيشابور[1]
رسيدند، در اين شهر متجاوز از يكصد هزار نفر مشتاقانه به استقبال ايشان
شتافته و اطراف كجاوه حضرت گرد آمدند، و در ميان اين جمعيت تعداد بسيارى از
دانشمندان و محدثين بودند و همه با
أشك
شوق والتماس از آن حضرت مى خواستند كه رخسار نورانيش را به آنان نشان بدهد، و
هنگامى كه حضرت رضا (ع) پرده كجاوه را كنار زده و در مقابل انظار مردم ظاهر
شدند، جمعيت از شدت شوق به گريه افتاد، و دو نفر از محدثين[2]
به نمايندگى از سوى ديگران از امام خواستند كه برايشان حديثى بخواند كه از
پدر و نياكانش به ايشان رسيده است.

حضرت على بن موسى الرضا
(ع) در پاسخ آنان روايتى را فرمودند كه ما نص آن را از كتاب (العروة الوثقى)
نقل مى كنيم:

(هذا الحديث المعروف
بسلسلة الذهب هو: حدثنا محمد بن موسى المتوكل، قال: حدثنا علي بن ابراهيم عن
ابيه عن يوسف بن عقيل، عن اسحق بن راهويه قال: لمّا وافى ابوالحسن الرضا (ع)
نيسابور و اراد ان يرتحل الى المأمون، اجتمع عليه اصحاب الحديث فقالوا: يابن
رسول الله تدخل علينا ولا تحدثنا بحديث فنستفيده منك؟ و قد كان قعد
فى العماريه، فاطلع رأسه فقال (ع):

(سمعت ابى موسى بن جعفر
يقول):

(سمعت ابى جعفر بن محمد
يقول):

(سمعت ابى محمد بن على
يقول):

(سمعت ابى على بن الحسين
يقول):

(سمعت ابى الحسين بن على
يقول):

(سمعت ابى اميرالمؤمنين
على بن طالب يقول):

(سمعت رسول الله (ص)
يقول):

(سمعت جبرئيل (ع) يقول):

(سمعت الله عز و جل يقول: كلمة لا اله إلاّ الله حصنى فمن دخل حصنى أمن من
عذابى، فلما مرّت الراحله نادى: بشروطها و انا من شروطها).

[1]
ـ

شهر
نيشابور در آن روز وسعت زيادى داشت، كه در حمله مغولها تاراج شده و نابود
شد، و در نتيجه بعد از پايان اين حمله محدود شده و از مركزيّت علما و
دانشمندان و رونقى كه قبلا داشت افتاد، و امروزه يكى از شهرهاى استان
خراسان به شمار مى رود.

[2]
ـ

اين دو
نفر عبارتند از: أبوزرعه رازى و محمد بن أسلم طوسى، كه به هركدام ازاين
دو (حافظ) مى گفتند، و اين اصطلاح بركسى اطلاق مى شد كه لااقل يكصد هزار
حديث را با سند آن از حفظ باشد. (مترجم).










/ 29