پيشينه تاريخى تفسير علمى قرآن <p/> - پیشینه تاریخی تفسیر علمی قرآن نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

پیشینه تاریخی تفسیر علمی قرآن - نسخه متنی

محمد علی رضایی اصفهانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

پيشينه تاريخى تفسير علمى قرآن

محمد على رضايى اصفهانى

مقدمه:

قرآن كريم، كتاب آخرين پيامبر الهى، حضرت محمد (ص) براى راهنمايى انسانها نازل گرديده؛ هر چند قرآن با زبان عربى واضح بر پيامبر اسلام، فرو فرستاده شد و حتى مردم به راحتى آن را درك مى‏كردند و از آن بهره‏هاى مى‏بردند و در مواقعى كه هدف و مقصود يك آيه روشن نبود به آسانى از طريق پيامبر (ص) اين مشكل حل مى‏گرديد، اما اين دوران طلايى ديرى نپاييد و پيامبر (ص) از بين مسلمانان رحلت كردند و آنان را با هزاران سؤال تنها گذارد.

اينجا بود كه احتياج به تفسير و تبيين قرآن آشكار شد؛ خصوصاً كه هر سال بر قلمرو مسلمانان در سرتاسر جهان افزوده مى‏گرديد و هزاران نفر با هزاران سؤال و فكر جديد با اسلام و مسلمانان روبرو مى‏شدند. از اينجا بود كه مسلمانان به دنبال اصحاب، ياران و اهل بيت پيامبر (ص) رفتند و از آنها تفسير قرآن را خواستند.

شيعيان به دنبال على (ع) و اهل بيت (ع) كه نقل اصغر هستند، روان شدند و گروههاى ديگر اسلامى نيز هر كدام به دنبال يكى از اصحاب پيامبر (ص) حركت كردند، تا از سرچشمه زلال قرآن سيراب شوند. اينجا بود كه علم تفسير پيدا شد و راههاى گوناگونى براى تفسير قرآن ارائه گرديد.

يكى از آن راهها تفسير علمى بود كه از همان سده‏هاى نخستين اسلام شروع و تا به حال ادامه دارد و نظريات موافق و مخالف زيادى را، برانگيخته است .

معناى اصطلاحى تفسير علمى (انطباق قرآن با علوم تجربى):

تفسير همان برداشت پرده و حجاب از چيزى است و در مورد قرآن، روشن كردن نكات مشكل در الفاظ، معانى و اهداف يك آيه را تفسير گويند.

اما علم در اينجا مراد علوم تجربى است، يعنى علومى كه با شيوه امتحان و تجربه (آزمايش و خطا) درستى و يا نادرستى نظريات و قوانين حاكم بر طبيعت را بررسى مى‏كند. پس منظور از تفسير علمى همان توضيح دادن آيات قرآن، به وسيله علوم تجربى است.

ولى تفسير علمى، به شيوه‏هاى مختلف (توسط مفسران يا غير مفسران) انجام گرفته است و به خاطر همين موضوع، هر كس با توجه به شيوه عمل خاصى كه از تفسير علمى در ذهن خود مجسم كرده، در مقابل آن موضع مخالف، يا موافق گرفته و آن را تعريف كرده است و يا نام خاصى(مانند تطبيق، تفسير علمى، استخراج علوم از قرآن، استخدام علوم و تحميل علوم بر قرآن) به آن داده است .

مرحوم علامه طباطبائى «ره» در الميزان (در مورد روش متكلمان، فلاسفه و كسانى كه علوم جديد را با آيات قرآن، وفق مى‏دهند و آنچه موافق مذهب و رأى آنهاست از قرآن اخذ مى‏كنند و آيات مخالف را تأويل مى‏كنند مى‏فرمايد: «اين طريق از بحث را سزاوار است كه تطبيق، بناميم و نام تفسير بر آن نگذاريم»356 و يا دكتر ذهبى، در التفسير و المفسرون مى‏گويد: «منظور ما از تفسير علمى، آن تفسيرى است كه اصطلاحات علمى را، بر عبارات قرآن حاكم مى‏كند و تلاش مى‏نمايد تا علوم مختلف و نظريات فلسفى را، از قرآن استخراج سازد». 357

البته نظر علامه طباطبائى، به نوع خاصى از تفسير علمى است و نظر دكتر ذهبى به نوع ديگرى از تفسير علمى است؛ زيرا اين تفسير حداقل به سه طريق انجام گرفته است .

الف - استخدام علوم در فهم قرآن.

ب - تحميل يا تطبيق نظريات علمى بر قرآن .

ج - استخراج علوم از قرآن .

پيشينه تاريخى تفسير علمى در اسلام:

خورشيد اسلام، در سرزمين عربستان طلوع كرد و اعراب آن سرزمين را كه تعداد افراد با سواد آنها، از تعداد انگشتان تجاوز نمى‏كرد، به علم و دانش دعوت كرد و قرآن را، به عنوان معجزه معرفى نمود. قرآن با دعوت به تفكر و تعمق در آيات الهى، خلقت آسمانها، زمين و... مردم را از خواب جهل و غفلت بيدار كرد. مسلمانان كه با فتوحات عظيم در قرن اول هجرى، به سرزمينهاى تازه‏اى دست يافته بودند، هر روز با افكار نو واديان ديگرى آشنا مى‏شدند. با فروكش كردن نسبى جنگها، تبادل فرهنگى بين اسلام، اديان و تمدنهاى ايران، روم و يونان آغاز شد و ترجمه آثار ديگر ملل، در دوره هارون الرشيد و مأمون شدت گرفت.362

مسلمانان علومى مانند: طب، رياضيات، نجوم، علوم طبيعى و فلسفه را از يونان گرفتند و مطالب زيادى، به آنها اضافه كردند و در طى چند قرن، خود را به اوج قله دانش رساندند، چنانكه مسلمانان در قرن سوم و چهارم هجرى، بهترين كتابها را در زمينه طب (مانند قانون بوعلى سينا)، در زمينه فلسفه (مانند شفاى بوعلى سينا)، رياضيات و نجوم نگاشتند. حتى غرب كه اصل اين علوم را از يونان گرفته و به مسلمانان وام داده بود، مجبور شد، دوباره آنها را از مسلمانان اخذ كند از اين رو در قرن دوازده ميلادى به بعد، نهضت ترجمه در اروپا شكل گرفت و نظريات بوعلى سينا و ابن رشد، تا سالها در دانشگاههاى اروپا، تفكر حاكم بود .

بارى ترجمه و تأليف آثار غير مسلمانان، درزمينه علوم مختلف، موجب شد تا تعارضاتى بين ظاهر بعضى آيات قرآن و علوم جديد به نظر آيد.

دانشمندان مسلمان، در همان قرنهاى اوليه اسلام، در تلاش براى رفع اين معضل، دو طريق را انتخاب كردند كه به اين شرح است: الف. رد مطالب باطل اين علوم، براى آگاهى مردم و ارشاد آنان صورت مى‏گرفت؛ زيرا بسيارى از مبانى فلسفى و علمى يونان، قابل خدشه و اشكال بود و از طرفى با دين اسلام هم به معارضه برخواسته بود، بر اين اساس كتابهايى مانند: تهافت الفلاسفه (تأليف ابوحامد غزالى) و مفاتيج الغيب( تأليف فخر رازى) نوشته شد.

ب - انطباق آيات قرآن، با علوم تجربى يونان، تا به مردم ثابت كنند كه قرآن بر حق و مطالب علمى آن صحيح است، از اين رو آياتى از قرآن، مانند آسمانهاى هفتگانه (سبع سموات) را بر سيارات هفتگانه كه در نجوم يونانى، اثبات شده بود حمل كردند .

امام فخر رازى (544 - 606 ق) در تفسير كبير خود در مورد آيه شريفه: (فسوهن سبع سموات و هو بكل شى‏ء عليم) 363 مى‏گويد: «بدان كه قرآن دلالت بر وجود هفت آسمان دارد و اصحاب هيئت مى‏گويند: نزديكترين آنها به ما، كره قمر (ماه) است و فوق آن كره عطارد، سپس زهره، خورشيد، مريخ، مشترى و زحل است».364

356- التفسير والمفسرون، ج 2، ص 474 (بر خلاف نظر ذهبى، ما تفسير علمى را از تفسير فلسفى جدا مى‏كنيم).

357- براى اطلاع بيشتر به كتاب راه تكامل، تأليف استاد احمد امين، ترجمه آقايان بهشتى، لارى و امامى، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ج 1، ص 65 به بعد مراجعه كنيد.

362- سوره بقر، 29.

363- تفسير الكبير، تأليف امام فخر رازى، ج 1، ص 144 (چاپ دارالكتب العلمية بيروت سال 1411).

364- رسائل ابن سينا، ص 128 - 129، براى اطلاع بيشتر، به كتاب التفسير و المفسرون، ج 2، ص 419 به بعد مراجعه شود.

درامدى بر تفسير علمى قران ، ص 279 - 273

/ 1