كلمه خشوع در عبارات مترجمان يا اصلاً ترجمه نشده و عينا نقل شده و يا با عباراتي مانند فروتن، ترسيده، سرافكنده و خاكسار برگردان شده است. كلمه «ترسيده» ترجمه مناسبي براي خشوع نيست بلكه ميتواند معناي خوف باشد. سرافكنده نيز به فردي گويند كه دچار خجالتزدگي و شرمندگي شده باشد و هرگز دلالت بر اين ندارد كه حالت تواضع و فروتني در او آشكار شده باشد. خاكسار نيز مبيّن مفهوم و حالت خشوع نيست، بلكه ميتواند نتيجه ظهور خشوع (آن هم در مورد كوه) باشد كه در اثر خشوع فرو پاشيده شود و چون خاك پراكنده گردد. از آن جا كه هر كيف نفساني داراي آثار و نشانههايي است، طبعا اثر خشوع در كوه و جمادات و مانند آن نيز بايد به شكلي ظاهر گردد، كه اين آثار در مورد كوه ميتواند فروپاشي آن باشد.بر اساس تحليل و نتيجهگيري فوق، ترجمه پيشنهادي ما براي كلمه خاشع در آيه 21 سوره حشر چنين است:«اگر اين قرآن را بر كوه فرو فرستاده بوديم، بيشك كوه را ميديدي كه از ترس خداوند، فروتن و سبكبال و از هم پاشيده شده است».
خلاصه سخن
از تحقيق در حقيقت لغوي و عرفي الفاظ قرآن، مهمترين نتيجهاي كه حاصل ميشود، اين است كه يكي از عوامل اختلاف در ترجمه آيات قرآني و نارسايي برخي ترجمهها و گاه تعارض با مفاهيم و پيامهاي بلند قرآني، غفلت مترجمان از معاني لغوي است كه لغت نگاران در وضع اوليه هر ماده منظور داشتهاند و احتمالاً ممكن است در طول تاريخ دچار تطوّر و دگرگوني در لفظ و معني شده باشد.عامل دوم، غفلت مترجمان از معاني احتمالي عرفي برخي كلمات است كه در طول حيات واژگان توسط متشرعان يا عرف فقها، مفسران، متكلمان و يا عرف عوام و... تغيير معني يافتهاند.براي رفع كاستيهاي موجود در ترجمه قرآن، نظر مترجمان را به دو اصل زير جلب مينمايد:ــ توجه به حقيقت لغوي و عرفي الفاظ قرآن.ــ تشكيل گروههاي كارشناسي زير نظر انجمن مترجمان قرآن و اقدام گروهي در ترجمه قرآن.