در قطع نخل سركش باغ حيات ما
چون اره دوسر نفس اندر كشاكش است
چون اره دوسر نفس اندر كشاكش است
چون اره دوسر نفس اندر كشاكش است
اين نفس جانهاى ما را همچنان
اندك اندك دزدد از حبس جهان
اندك اندك دزدد از حبس جهان
اندك اندك دزدد از حبس جهان
هست هشيارى زياد ما مضى
آتش اندر زن بهر دو تا به كى
لا مكانى كه در او نور خدا است
ماضى و مستقبل و حالش كجا است
ماضى و مستقلبت پرده خدا
پر گره باشى از اين هر دو چونى
ماضى و مستقبل و حالش كجا است
ماضى و مستقبل و حالش كجا است
ما فات قضى و ما سيأتيك فأين
قم فاغتنم الفرصة بين العدمين
قم فاغتنم الفرصة بين العدمين
قم فاغتنم الفرصة بين العدمين