فاضل مقداد(1) ذيل بحث از آيه «الحجّ اشهرٌ معلومات...» نوشته است: تقدير آيه چنين است: «زمان الحج اشهرٌ معلومات»; يعنى «معروفات للنّاس» و منظور اين است كه زمانِ حج تغيير نمىكند و اين موضوع در واقع ردّ بر عقيده عربِ جاهلى است كه معتقد به نسىء(2)بودهاند.
و اين ماههاى دانسته شده سه ماه: شوّال، ذىقعده و ذىحجّه است و اين كه برخى ماه شوّال و ذىقعده و 9 روز و يا 10 روز از ماه ذى حجه را زمان حج دانستهاند، درست نيست; زيرا كه «اشهر» جمع است و جمع «لا يصدق على أقلّ مِن ثلاثة».
ابو بكر عتيق سور آبادى در جلد يكم، صفحه 111 تفسير خود نوشته است: در بحث از }الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ...{ يعنى: للحجّ اشهرٌ معلومات... يا «اَشهر الحجّ أشهرٌ معلومات...» يعنى هركه احرام گرفت در آن ماهها و نيّت حج كرد، }فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِيالْحَجِّ...{
در بحث از }...فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ...{ نوشتهاند:(3)
«فرض»; يعنى وجوب الشىء و يقال: «و فرضتُ عليك كذا، اَىْ اَوْجَبْتُه». و عبارتِ }...فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ...{; يعنى اَوْحَبَهُ على نفسه.
و در آيه 85 سوره قصص (= 28) كه خدا گفته است: }إِنَّ الَّذِيفَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَاد...{ بعضى از مُفسّران گفتهاند; يعنى «اِنّ الَّذى اَنْزَلَ عليك القرآن...»
گو اين كه مىتوان گفت; يعنى «اَوجب عليك العمل بما فيه.»
فاضل مقداد در بحث از «فمن فرض فيهِنّ الحج...» گفته است:(4) پس هركه خود را ملزم به نيّتِ حج و گفتنِ تلبيه و احرام بستن كرد،(5) «فلا رَفث(6) و لا فسوق(7) و لا جدالَ فيالحجّ» آميزش با زنان و دروغ گفتن و جدال ممنوع است.
و حتّى بعضى گفتهاند: از قرار گذاشتن و مُواعده، براى نزديكى، به زبان و اشاره به چشم نيز منع شده است. از دشنام و بدگويى و تنابز القاب (يكديگر را به لقب بد صدا كردن) هم منع شده است.
حتّى بنابه گفته عيّاشى در جلد يكم، صفحه 95 تفسيرش، شخصِ مُحرم، نبايد كلماتِ «لا والله» و «بلى والله» به كار برد.
1 ـ كنز العرفان، ج1، ص300
2 ـ قرآن مجيد، آنان را كه وقتِ حج را به تأخير مىانداختند، مورد سرزنش قرار داده و در آيه 37 سوره توبه گفته است: }إِنَّمَا النَّسِىءُ زِيَادَةٌ فِيالْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا...{ يعنى تأخير در حج، افزايش كفر است و به سبب اين تغيير دادن، خود را به ضلالت انداخته گمراه مىكنند. ر.ك.: مجمعالبيان فيتفسير القرآن، ج1، ص293
3 ـ تأويل مشكل القرآن، صص475 و 476. و نيز مىتوان براى آگاهى بيشتر، رجوع كرد به: مجمع البيان فيتفسير القرآن، ج1، ص294 و تفسير التبيان، ج2، صص 162 تا 166
4 ـ كنز العرفان، ج1، ص301
5 ـ در جلد 1، صفحه 133 احكام القرآن، ابن عربى نوشته است: حجّ را برخود واجب گرداند با نيّت كه قصد باطنى است و با اِحرام كه عملِ ظاهرى است و با تلبيه كه ذكر شنيدنى است.
6 ـ در همان مأخذ و همان صفحه، نوشته شده: اَلرّفث كلّ قول يتعلّق بذكر النساء.
7 ـ فسوق: جميع المعاصى. قال النّبى(صلى الله عليه وآله): سباب المسلم فسوق و قتاله كفرٌ. نكـ: احكام القرآن، ج1،