پیامبری و جهاد نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

پیامبری و جهاد - نسخه متنی

جلال الدین فارسی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

قرارداد مكتوب خشنود است اين قرارداد
مانع كيفر ستمكار يا تعدى كننده اى نخواهد
بود هر كه در مدينه هست - چه در حال سفر و چه
در حال اقامت - در امان باشد مگر كسى كه ستم
كند يا تعدى كند و بيگمان خداوند و محمد
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم پناه
دهنده هر نيكوكار و پرهيزگارى هستند 11

پيمان برادرى ميان مومنان

پيامبر ميان يارانش - از مهاجران و انصار-
پيمان برادرى مى بندد تا دو تن دو تن در راه
خدا برادر مى شوند آنگاه دست على ابن
ابيطالب را گرفته مى گويد اين برادر من
است بدينسان رسول خدا كه سرور پيامبران و
امام پرهيزگاران و فرستاده پروردگار
عالمهاى آفريدگان است و در ميان بندگان
خدا همتا و همانندى ندارد با على ابن
ابيطالب برادر مى شود حمزه پسر عبدالمطلب
كه شير خدا و شير پيامبر خدا و عموى او است
با زيد بن حارثه كه آزاد شده پيامبر است
برادر مى شود چنانكه حمزه در جنگ احد وقتى
كارزار آغاز مى كند وصيت مى كند كه اگر
كشته شد زيدبن حارثه ميراث بر وى خواهد
بود جعفربن ابطالب ملقب به ذوالجناحين
وپرنده بهشت با معاذبن جبل كه از قبيله بنى
سلمه است برادر مى شود ابوبكر پسر ابى
قحافه با خارجه بن زهير از قبيله بلحارث بن
خزرج برادر مى شود عمرابن خطاب با عتبان بن
مالك از قبيله بنى سالم بن عوف برادر مى
شود

ابوعبيده جراح كه عامر بن عبدالله نام
دارد با سعدبن معاذ از قبيله عبدالاشهل
برادر مى شود عبدالرحمن بن عوف با سعد بن
ربيع از قبيله بلحارث بن خزرج برادر مى
شود زيبربن عوام با سلمه بن سلامه از
قبيله عبدالاشهل يا بروايتى با عبدالله بن
مسعود همپيمان بنى زهره برادر مى شود
عثمان بن عفان با اوس بن ثابت از قبيله بنى
النجار برادر مى شود طلحه بن عبيدالله با
كعب بن مالك از قبيله بنى سلمه ، سعدبن
زيدبن عمرو با ابى بن كعب از قبيله بنى
النجار، مصعب بن عمير بن هاشم با ابو ايوب -
خالد بن زيد- از قبيله بنى النجار،
ابوحذيفه پسر عتبه بن ربيعه با عبادبن بشر
از قبيله عبد الاشهل ، عمار بن ياسر-
همپيمان بنى مخزوم - با حذيفه بن اليمان از
قبيله عبد عيس - و همپيمان قبيله عبدالاشهل
، ابوذر- كه همان بريربن جناده يا جندب بن
جناده غفارى باشد- با منذر بن عمرو از
قبيله بنى ساعده ، حاطب بن ابى بلتعه -
همپيمان بنى اسد- با عويم بن ساعده از
قبيله عمرو بن عوف ، سلمان فارسى با
ابودرداء- عويمر بن ثعلبه - از قبيله
بلحارث بن خزرج ، بلال - آزاد شده ابوبكر و
موذن پيامبر- با ابورويحه عبدالله بن
عبدالرحمن خثعمى برادر مى شوند عده اى از
ياران پيامبرند كه ميانشان پيمان برادرى
مى بندد و نامشان برده شده است 12

اين پيمان براى ياران پيامبر چندان عزيز
است كه بعدها وقتى عمربن خطاب ديوان حقوق
مجاهدان را تدوين مى كند و بلال مى خواهد
به شام رفته جهاد كند عمر از او مى پرسد
حقوقت را اى بلال به كه مى سپارى ؟ مى گويد
به ابورويحه ، من هرگز از او جدا نخواهم
گشت ! به احترام او به پاس آن پيمان برادرى
كه رسول خدا ميان آن دوبسته است 13

مسلمان شدن عبدالله بن سلام

عبدالله بن سلام كه حبر دانشمندى است در
مورد مسلمان شدن خويش ‍ مى گويدچون از
رسول خدا خبر يافتم خصوصيات و نام و هنگامى
را كه در انتظار وى بوديم بياد آورديم و آن
را پنهان مى داشتم و هيچ دم نمى زدم ، تا
آنكه رسول خدا به مدينه آمد وقتى در قباو
محله قبيله عمروبن عوف اقامت گزيد مردى
بيامد و خبر رسيدنش را آورد من در آن لحظه
برفراز نخلى بودم كه مال خودم بود و داشتم
كار مى كردم ، و عمه ام - خالده دختر حارث -
پايين درخت نشسته بود با شنيدن خبر رسيدن
رسول خدا تكبير گفتم عمه ام وقتى بانگ
تكبيرم را شنيد به من گفت ناكام شوى ! بخدا
اگر شنيده بودى كه موسى بن عمران آمده است
بيش از اين نمى گفتى به ام گفتم آرى عمه
جان ، بخدا سوگند او همكار موسى بن عمران
ست و بر آيين وى ، و رسالت وى همان است كه او
آورد گفت آه ، برادرزاده ام ، آيا او همان
پيامبرى است كه پيشگويى مى كرديم پيش
ازرستاخيز بر انگيخته خواهد گشت ؟ به او
گفتم آرى گفت پس كه اينطور آنگاه به
حضور رسول خدا رسيدم و مسلمان شدم سپس پيش
خانواده ام باز گشتم و به آنان گفتم تا
مسلمان شدند من مسلمان شدنم را از يهوديان
مخفى نگهداشتم آنگاه به خدمت رسول خدا
رفتم و گفتم اى پيامبر خدا، يهوديان
مردمى بر باطل و بهتان - بندند من دوست
ميدارم كه تو مرا در يكى از اطاقهاى خانه

/ 412