بايد از عرصه سينما براي گسترش ارزشهاي قرآني استفاده كرد
علي شيرين عباس صالح مدرسهاي بيشتر به عنوان نويسنده و خبرنگاري معروف است كه كوشيده همه نوع نوشتن را تمرين كند. سلسله مطالب او در نشريات كودك و نوجوان، دلالت بر علاقهِ وافرش به اين گروه سني دارد. وي همچنين براي نخستين بار انبياي الهي را كه در جاي جاي ايران اسلامي آرميدهاند، به مردم شناساند. مجموعه مقالات ‹‹ پيامبران سرزمين ما ›› در سال 1372 در تعدادي از مطبوعات كشور منتشر شد و مورد استقبال صاحبنظران و انديشمندان قرار گرفت و به دليل بكر بودن موضوع، صدا و سيما نيز به انعكاس آن پرداخت و حتي مورد توجه رسانههاي خارجي هم قرار گرفت. صالح مدرسهاي طي سالهاي گذشته فيلمهاي كوتاه ‹‹ آرزو ››، ‹‹ افراد ››، ‹‹ بليط اتوبوس ››، ‹‹ كيف پول ››، ‹‹ زنگ تفريح ››، ‹‹ لحظههاي دير ››، ‹‹ رويش سبز ››، ‹‹ فكم بلبل همه آنست... ›› و ‹‹ نشان از بينشانها ›› را كارگرداني كرده است. كه سه فيلم اخير حاكي از توجه و گرايش وافر وي به ساخت فيلمهاي قرآني و تداوم اين ميسر دشوار، اما سراسر جذبه است. به همين منظور گفت و گويي با اين نويسنده و كارگردان انجام دادهايم كه ميخوانيد. شما را به عنوان نويسنده و كارگردان ميشناسيم، بنابراين بهتر است اولين سؤال را در مورد هنر و به ويژه سينما بپرسيم و اينكه نظر شما درباره هنر و به خصوص سينما چيست؟ َ هنر با جان و دل آدمي سر و كار دارد و بر عرصههايي گام ميگذارد و انگشت بر چيزهايي مينهد، كه ديگران يا نميبينند و احساس نميكنند يا كمتر ميبينند و درك ميكنند. هنرمند، انسان موشكاف، دقيق و حساسي است كه از كنار پديدهها به سادگي نميگذرد. هنرمند بايد داراي تعهد باشد، زيرا هنر بيتعهد، نه تنها هنر نيست، بلكه ضد هنر است و به تعبير امام، راحل: ‹‹ تنها هنري مورد قبول قرآن (و بالطبع مورد قبول هر مسلمان معتقد) است كه صيقل دهندهِ اسلام ناب محمدي باشد؛ اسلام پابرهنگان؛ يا اسلام تازيانه خوردگان (بيانگر) تاريخ تلخ و شرمآور محروميتها باشد ››. سينما جدا از اين تعريف نيست. اصلاً جهان امروز، جهان تصوير است و عمدهترين مصداق تصوير، سينماست و طبق نظر بعضي از صاحبنظران، سه دوره يا سه سپهر براي انتقال معلومات وجود دارد: دورهِ انتقال معلومات به وسيلهِ زبان - دورهِ مكتوب و سرانجام، دورهِ تصوير. عصري كه ما در آن زندگي ميكنيم عصر ‹‹ ارتباطات ›› است و سينما، گونهاي از گونههاي وسايل ارتباطي است. قدرتهاي جهاني با استفاده از اين ابزار، خواستهها و فرهنگ خويش را بر جهان تحميل ميكنند. در روانشناسي جديد ثابت شده تأثيري كه تصوير بر مخاطب ميگذارد هيچ كلامي نميگذارد؛ هر تصوير برابر با هزار كلمه است و به قول برخي صاحبنظران، بزرگترين ويژگي غرب، ترجمهِ معنا به تصوير است. كار تصوير، درگير كردن احساس و ادراك بيننده است. تصوير زباني بينالمللي است كه مرز نميشناسد و همگان، با هر زبان و فرهنگ و نژادي، آن را ميفهمند. براي اين كه ما در اين عرصه از غرب عقب نمانيم و بتوانيم ارزشها و باورهاي صحيح خود را به جهانيان معرفي كنيم چه بايد كرد؟َ اين مقولهاي عميق و پيچيده است كه بايد كارشناسان عرصههاي مختلف بنشينند و چارچوبهاي آن را تنظيم و براي سينما سياست گذاري كنند. اما من به نوبهِ خودم طرحهايي پيشنهاد كردهام كه از جمله توليد و برگزاري جشنوارهِ فيلمهاي قرآني است. لطفاً در اين باره بيشتر توضيح دهيد .َ شش سال پيش به فكر افتادم جشنواره فيلمهاي قرآني را راهاندازي كنم، از اين رو، به هر جايي مراجعه كردم و طرح را ارائه دادم. همه، آفرين گفتند. اما كسي حاضر نشد قدمي عملي بردارد و به رسم معمول مسئولان، مرا از اين اداره به آن سازمان از آن نهاد به آن وزارتخانه حواله دادند. بعد از دوندگيهاي بسيار و صرف وقتهاي فراوان، با مسئولان وقت، ملاقاتهايي انجام دادم. اما هر كدام معتقد بودند اين كار به آنها مربوط نميشود و حتي بعضي گفتند: ‹‹ دورهِ اين كار به سرآمده، بيجهت، خودت را سرگردان نكن. ›› يا كمبود بودجه و نبود امكانات را مطرح كردند، در حالي كه براي بعضي از كنگرهها و جشنوارهها ميليونها تومان هزينه ميشود.آنچه گفتيد، تاريخچهِ طرح بود. راجع به خود طرح كمي بگوييد. َ در طرح پيشنهادي مكتوب، مقررات جشنواره، چگونگي برگزاري و موضوعات آن و حتي طرح مسابقهِ جنبي قرآن از نگاه عكاسان را مطرح كردم. گمان نميكنيد علت بعضي مخالفتها، اين باشد كه عدهاي ساحت قرآن را بالاتر از آن ميدانند كه هنر در حريم آن پا نهد و يا ميترسند گروهي به نام قرآن، اهداف سوئي را پياده كنند؟ َ ممكن است چنين باشد. البته از هرچند مقدسي ممكن است عدهاي در جهت اهداف خود استفاده كنند. چنان كه در غرب با نام انبياي الهي فيلمهايي زشت و توهينآميز به ساحت قدسي پيامبران و به خصوص حضرت عيسي(ع) ساختند. به نظر من كه طيف مخالف در مورد ساخت فيلمهاي قرآني وجود دارد. اول گروهي كه شما به آن اشاره كرديد، دوم گروهي كه ساخت فيلمهاي قرآني را دونشأن خود ميدانند! كاري به گروه دوم ندارم. چون در اشتباهند و غافلند اما از گروه اول ميپرسيم مگر يكي از اعجازهاي قرآن، اعجاز هنري آن نيست؟ آيا نبايد از قالب سينما جهت عرضه و گسترش ارزشهاي قرآني و الهي استفاده كرد؟ آيا بايد بگذاريم ديگراني كه شايد به خدا و قرآن و امور وحياني اعتقادي هم ندارند، كار را قبضه كنند؟ممكن است مخالفت برخي به جهت عدم توفيق در ارائه تعريف خاصي از سينماي ديني و مباحث مطرح در سالهاي اخير در اين زمينه باشد. َ امكان دارد. ولي ما نبايد از پا بنشينيم و به هر حال، گروهي بايد برخيزند و اين كار را پي بگيرند و البته، ناگفته نگذارم در سالهاي اخير كارهاي خوب و موفقي توليد شده است از جمله: كارتونهاي زندگي حضرت نوح عليهالسلام و حضرت غزير عليهالسلام، فيلم عروسكي حضرت سليمانعليهالسلام، فيلم سينمايي ايوب پيامبر عليهالسلام، سريال تلويزيوني اصحاب كهف، سريال و فيلم سينمايي مريم مقدس (س) و نيز تعدادي فيلم كوتاه مستند و داستاني. البته حركتهاي مثبتي هم از سوي حوزهِ معاونت امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار است، صورت گيرد. شما در آخرين فيلم خود ‹‹ نشان از بينشانها ›› به چه موضوعي پرداختهايد؟ َ ‹‹ نشان از بينشانها ›› يك فيلم كوتاه قرآني است. ‹‹ كوه خضر ›› حس و حال عجيبي دارد و فضاي معنوي آن، مرهون گامهاي مبارك حضرت خضر عليهالسلام است. اين كوه كه در جنوب شهر قم واقع شده، با ويژگيهاي خاصش از ساير كوهها ممتاز شده است. خضر پير طريقت و دستگير در راه ماندگان است. با ياري او ميتوان به عرفان حقيقي راه يافت؛ همان عرفاني كه ياد خدا، سالك را از توجه به مردم باز نميدارد نه عرفان دروغين گروهي كه، براي صيدبندگان خدا دام زرق و ريا گستردهاند. خضري كه ميتواند اين تنهاي بيروح و جان را به آن تنهاي بيهمتا رساند. ظاهراً اين اولين فيلمي است كه دربارهِ حضرت خضر ساخته شده است. َ اين فيلم، مقدمهاي است تا دربارهِ اين پيامبر الهي، با زبان تصوير مطالبي بيان شود. وگرنه، دربارهِ شخصيت بسيار بزرگ و پيچيدهِ حضرت خضر، به همين راحتي نميشود فيلم ساخت. من فقط ميخواستم وارد اين مقوله بشوم و اين را ميدانم كه نشان از بينشانها، پيشگفتار يك تأليف سينمايي است و خيلي دقت، حوصله و پشتكار ميطلبد. از خضر در تمام اديان الهي ياد شده است. آن حضرت پيامبري است كه ‹‹ آب حيات ›› نوشيد و عمر جاودان يافت و در حال حاضر هم زندگي زميني دارد. شيعيان به خضر علاقهِ خاصي دارند و شايد علت آن، ارتباط حضرت خضر با ائمه اطهار (ع) باشد؛ چنانكه در دوران غيبت نيز، حضرت خضر يار و همدم صاحبالزمان است. امير مؤمنان، حضرت عليعليهالسلام او را برادر خويش خواند. شما چه ملاك هايي را براي ساخت فيلمهاي قرآني در نظر ميگيريد؟َ ملاكهاي فراواني دارم، از جمله جنبهِ الگويي و روحاني زندگي انبياء را در نظر ميگيرم. به معارف و موضوعات قرآني علاوه بر زندگي پيامبران نيز توجه دارم و معتقدم مفاهيم و موضوعات، بايد شفاف و روشن بيان شود و جنبهِ آموزشي داشته باشد به اضافه آنكه عقيده دارم بايد از بهترين تكنيكها و برترين متخصصان امور سينمايي استفاده شود، فيلمنامه نويس از مطالعات فراوان اسلامي و قرآني بهرهمند باشد، يا با اشراف چند كارشناس برجسته، فيلمنامه را بنويسد؛ نكتهِ آخر كه از همه مهمتر است اينكه علما و كارشناسان اسلامي، محتواي فيلم يا به عبارتي ديگر فيلمنامه را تأييد كنند.