در جستوجوى جانشين پيامبر(ص) - جنگ های ارتداد و بحران جانشینی پس از پیامبر (ص) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جنگ های ارتداد و بحران جانشینی پس از پیامبر (ص) - نسخه متنی

علی غلامی دهقی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

در جستوجوى جانشين پيامبر(ص)

يكى از جنجالى ترين مباحث در ماجراى ردّه، خوددارى مالك بن نويره از پرداخت زكات و كشته شدنش به وسيله خالد بن وليد و هم بستر شدن وى با همسر اوست. او از طايفه «بنى يربوع» از قبيله «بنى تميم» بود، در زمان پيامبر(ص) اسلام را پذيرفت و از سوى آن حضرت، مأمور دريافت زكات در قبيله خود شد.70 پس از شنيدن خبر رحلت پيامبر(ص)، او ضمن جلوگيرى از پرداخت زكات، مخالفت خود را با خلافت ابوبكر اعلام نمود.71 خالد با شنيدن خبر امتناع مالك از پرداخت زكات، قسم ياد كرد كه او را خواهد كشت و سرش را در يك ديگ خواهد نهاد.72

خالد در سرزمين بطاح

پس از فراغت خالد از جنگ با طليحه، به دستور ابوبكر به سوى بطاح سرزمين «بنى تميم» حركت كرد. با اين كه انصار حاضر در سپاه وى با اين كار مخالف بودند، اما در نهايت، به خالد پيوستند و سپاه مدينه در سرزمين بطاح اردو زد.73 مالك بن نويره پس از تقسيم زكات ميان قبيله خود، آن ها را از هرگونه اجتماع نهى نمود.74 به دستور خالد، منطقه شناسايى شد و مالك به هم راه همسر زيبايشام تميمو گروهى از ياران دستگير شدند و آنان را نزد خالد آوردند.75 فرمانده منصوب ابوبكر دستور داد گردن همه ياران مالك را زدند، در حالى كه آن ها يك صدا مى گفتند: ما مسلمانيم و خليفه از كشتن نمازگزاران نهى كرده است. خالد با تأييد سخن ابوبكر، نمازگزار بودن آن ها را انكار نمود. اين عمل خالد اعتراض گروهى از جمله ابوقتاده انصارى را به همراه داشت. او گواهى داد كه هنگام دست گيرى، آنان سلاح خود را به زمين نهاده بودند و به هم راه ما نماز گزاردند.76 وقتى خالد با گواهى ابوقتاده بر نمازگزار بودن آن ها روبه رو شد، بهانه خود را عوض كرد و گفت: اگرچه آن ها با شما نمازگزاردند، اما از دادن زكات خوددارى كرده و كشتن آن ها واجب بود. در اين حال، يكى از اسيران در شعرى گفت:

حَرُمَتْ عليه دِماءُنا بِصَلاتِنا واللّهُ يَعْلَمُ اَنَّنا لم نكفر

با اين وجود، خالد به اين سخنان و اعتراض ها اعتنايى نكرد و دستور داد او را گردن زدند و به همين دليل، ابوقتاده عهد كرد كه در هيچ جنگى به همراه خالد شركت نكند.77 برخى اين عهد را پس از كشته شدن مالك مى دانند.78 خود مالك هم وقتى ديد خالد تصميم دارد او را به قتل برساند، گفت: آيا مى خواهى مرا به قتل برسانى، در حالى كه مسلمانم و به سوى قبله نماز مى خوانم؟ اما خالد باز قسم ياد كرد كه او را خواهد كشت.79 گفت وگوى مالك با خالد در حالى صورت مى گرفت كه همسر او نيز حضور داشت و وقتى اصرار زياد خالد را در كشتن او ديد، به انگيزه اصلى خالد اشاره كرد و گفت:

«يا خالدُ، بِهذا تَقْتُلُنى؟»80

ابوزهير سعدى به اين واقعيت كه خالد از قبل، دل بسته همسر زيباى مالك بود، اشاره دارد:

عدا خالدٌ بغياً عليه لِعرسه و كانَ له فيها هوى قبلَ ذلكَ81

مالك در آخرين تلاش براى رهايى از چنگ خالد، پيشنهاد كرد كه او را نزد ابوبكر بفرستد تا خود خليفه درباره وى حكم كند. با اين كه عبدالله بن عمر و ابوقتاده نيز از خالد خواستند كه با پيشنهاد مالك موافقت كند، اما او دستور قتل وى را صادركرد وبلافاصله با همسرش هم بستر شد. اين در حالى بود كه خالد افرادى همچون عيينه بن حصن و قرَّة بن سلمه را كه در سپاه طليحه بودند و عدّه زيادى از مسلمانان را كشته بودند، نزد ابوبكر فرستاد و او نيز آن ها را عفو نمود.82

/ 9