الگوهای رفتاری امام علی(ع) و امور قضایی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الگوهای رفتاری امام علی(ع) و امور قضایی - نسخه متنی

محمد دشتی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

شرايط و صفات قاضى


1 قضاوت در نوجوانى


امام على عليه السلام با اينكه دوران جوانى را مى گذراند، پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله او را براى قضاوت و تبليغ به يمن اعزام فرمود.


حضرت على عليه السلام فرمود:


يا رسول اللّه، مرا براى قضاوت مى فرستى، در حالى كه جوان هستم؟


رسول خدا صلّى الله عليه وآله فرمود:


نزديك بيا.


سپس دست بر سينه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام گذاشت و اين دعا را خواند:


اَللّهُمَّ اهْدِ قَلْبَهُ وَ ثَبِّتْ لِسانَهُ


(خدايا قلب على را هدايت كن، و زبان او را در حقگوئى استوار فرما.)


امام على عليه السلام فرمود:


پس از دعاى رسول خدا صلّى الله عليه وآله هرگز در قضاوت ميان دو نفر دچار شكّ و ترديد نشدم.(37)


2 حلّ مشكلات قضائى جامعه


خليفه دوم مى خواست زن ديوانه اى را كه شوهر نداشت و بچّه شش ماهه اى به دنيا آورده بود، سنگسار كند.


حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به او فرمود:


حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْرا


(مدّت حمل و شيرخوارى اش سى ماه تمام است.)(38)


و ادامه داد كه:


«اِنَّ اللّهَ رَفَعَ الْقَلَمَ عَنِ الَْمجْنُونِ»


(پروردگار خوددارى از شهوت را از مجنون برداشته است).


خليفه دوم مى گفت:


«لَوْلا عَلِىُّ لَهَلَكَ عُمَر»


(اگر على نبود عُمر هلاك شده بود.)


سعد بن جُبَير از ابن عبّاس روايت كرده است كه گفت:


هرگاه خبرى از على عليه السلام به ما مى رسيد، آن را با چيزى برابر نمى كرديم.


و جوَيْبِر از ضحّاك بن مزاحم و او از عبداللّه بن عبّاس روايت كرده است كه گفت:


«وَ اللّهِ لَقَدْ اءُعْطِىَ علىُّ بن ابي طالِب تِسْعَةَ اءعْشارِ الْعِلْمِ وَ اءيْمُ اللّهِ لَقَدْ شارَكَهُمْ فِى الْعُشرِ العاشِرِ»


(سوگند به پروردگار نُه دَهُم علم به على عليه السلام داده شده است و به بقيه انسان ها يك دهم، و على عليه السلام در آن يك دهم نيز با آنها شريك است).(39)


3 لياقت هاى قضائى


پيامبر صلّى الله عليه وآله نسبت به ويژگى ها و لياقت هاى قضائى امام على عليه السلام فرمود:


اَقْضَاكُمْ عَلِىُّ


(بهترين شما در قضاوت على عليه السلام است.)(40)


و «علقمه از عبداللّه» روايت كرده است كه ما اصحاب رسول خدا هرگاه با هم سخن مى گفتيم همه اعتراف مى كردند كه بهترين قاضى اهل مدينه، على بن ابيطالب عليه السلام است.


و سعيد عبداللّه روايت كرده است كه:


اَعْلَمُ اَهْلِ الْمَدي نَةِ بِالْفَرائِض اِبْنُ اَبي طالِبْ


(داناترين اهل مدينه به واجبات الهى على بن ابيطالب است.)


و «احمد بن زُهَير» از عُبيداللّه بن عمر قواريرى و او از مُؤَمِّلِ بن اسماعيل، و او از سُفيانِ بن ثورى و او از يحيى بن سعيد و او از سعيد بن مسيّب نقل كرد كه او گفت:


«كانَ عُمَر يَتَعَوَّذُ بِاللّهِ مِنْ مُعْضَلَةٍ لَيْسَ لَها اَبُوحَسَنٍ»


(عُمَر به خدا پناه مى بُرد از مشكلى كه ابوالحَسَن در آن نباشد.)


4 والاترين قاضى


يكى از ابعاد وجودى ارزشمند اميرالمؤمنين على عليه السلام، علم قضا و قضاوت هاى شگفتى آور آن بزرگ رهبر راستين امّت اسلامى است كه رسول گرامى اسلامى صلّى الله عليه وآله به والائى و برترى آن حضرت در قضاوت اشاراتى فرمودند كه قابل دقّت و ارزيابى است، مانند:


پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله فرمود:


اَقْضاكُمْ عَلِىُّ (41)


(بهترين شما در قضاوت على عليه السلام است)


و در حديث ديگر فرمود:


«اَقْضاءُ اُمَّتى عَلِىُّ بنِ ابيطالبٍ»(42)


(بهترين امّت من در قضاوت على بن ابيطالب است).


و فرمود:


«وَاَعْلَمُ اُمَّتى بِالسُّنَّةِ وَ الْقَضاءِ بَعْدى عَلِىُّ بن ابيطالب»(43)


(دانشمندترين امّت من نسبت به احكام الهى، و بهترين امّت من در قضاوت على بن ابيطالب است).


در اينجا به اعترافات جمعى از اصحاب رسول خدا توجّه مى كنيم؛


ابن عبّاس گويد:


روزى خليفه دوم براى ما سخنرانى كرد و در ضمن خطابه گفت:


على در امر قضاوت از همه ما داناتر است.(44)


و در جاى ديگر گفته است:


پيامبر صلّى الله عليه وآله على عليه السلام را پُر و لبريز از علم و دانش ساخت.(45)


به همين دليل دستور داد تا حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در مسجد حاضر است، هيچ كس حقّ راءى دادن و فتوا دادن ندارد.(46)


5 قضاوت در مجلس پيامبر صلّى الله عليه وآله


ابن صباغ مالكى در فصول المهمّه، و علاّمه شيخ محمّد الصّبان مصرى در اسعاف الرّاغبين مى گويد:


پيامبر خدا صلّى الله عليه وآله با جمعى از اصحاب خود نشسته بود.


دو نفر وارد شدند، يكى از آنها به حضور پيامبر خدا صلّى الله عليه وآله چنين عرض كرد:


يا رسول اللّه؛ من الاغى داشتم كه گاو اين مرد آن را كشت.


مردى از حاضرين جلسه فورا نظر داد و گفت:


چار پايان را ضمانتى نمى باشد.


پيامبر صلّى الله عليه وآله رو به على عليه السلام كرد، فرمود:


يا على ميان آنها داورى كن.


حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام از آنها پرسيد:


آيا اين حيوان ها هر دو بسته بودند و يا باز؟


يا يكى باز و ديگرى بسته؟


آن مرد گفت:


آرى الاغ بسته بود، ولى گاو باز و صاحبش نيز با او بود.


امام على عليه السلام فرمود:


صاحب گاو ضامن الاغ است.


رسول خدا صلّى الله عليه وآله قضاوت آن حضرت را تائيد فرمود.(47)


6 قضاوت در يمن


الف قضاوت در يك قتل دسته جمعى


احمد بن حنبل با دو سند از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام روايت كرد كه آن حضرت فرمود:


پيامبر خدا مرا به يمن فرستاد. در آنجا روزى بقبائلى چند مى گذشتم كه با هم ديگر نزاع داشتند.


وقتى از جريان پرسيدم معلوم شد كه چاهى جهت صيد شير، كنده بودند،كه شيرى در آن چاه افتاده بود،


شخصى در حال سقوط كردن به درون چاه، دوّمى را گرفت و دوّمى با دست سوّمى و سوّمى هم به چهارمى چنگ زد و او را كشيد و همه به درون چاه سقوط كردند.


شير همه را به سختى مجروح كرد، تا اينكه يكى از آنها پيش قدم شد و شير را كشت.


مردم، مجروحين را از چاه بيرون كشيدند.


چهار نفر پس از مدّتى همگى جان سپردند و ميان چهار قبيله نزاع در گرفت كه خون بهاى هر كدام (اوّلى، دوّمى، سوّمى، چهارمى) با كيست؟


در اين لحظات حسّاس امام على عليه السلام جلو رفت و فرمود:


با اينكه پيامبر خدا صلّى الله عليه وآله در روى زمين است مى خواهيد با هم بجنگيد؟


من ميان شما داورى مى كنم.


اگر به قضاوت من رضايت داديد كه اختلافات برطرف مى شود، يا شما را نزد پيامبر خدا صلّى الله عليه وآله برده تا آن حضرت در ميان شما داورى كند.


اهل يمن به قضاوت آن حضرت رضايت دادند و اميرالمؤمنين عليه السلام در مقام قضاوت فرمود:


اكنون برويد و از قبائلى كه اين چاه را كنده اند، ربع ديه، ثلث ديه و نصف ديه و تمام ديه را جمع كنيد.(48)


(يعنى دو هزار و هشتاد و سه دينار طلا جمع آورى كنيد.)


پس از آماده شدن پول ها، فرمود:


250 دينار به ورثه اوّلى بدهيد، براى اينكه او باعث كشته شدن دوّمى شد، در نتيجه از خون بهاى خودش كم مى شود.


و ثلث ديه (333 دينار) را بايد به ورثه دوّمى بدهيد


و نصف ديه (500 دينار) را بايد به ورثه سوّمى


و يك ديه كامل (1000 دينار) را بايد به ورثه چهارمى بدهيد.


امّا مردم قبائل راضى نشدند.


حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام ايشان را با ماءمورانى خدمت رسول خدا صلّى الله عليه وآله فرستاد، مردم يمن وقتى از راه رسيدند كه آن جناب كنار مقام ابراهيم در مسجد الحرام بود.


داستان خود را باز گفتند.


پيامبر صلّى الله عليه وآله فرمود:


ميان شما داورى مى كنم.


يكى از ايشان گفت:


على بن ابيطالب عليه السلام در ميان ما قضاوت كرده است.


آنگاه داورى او را شرح دادند.


پيامبر صلّى الله عليه وآله همان را امضاء كرد و فرمود:


داورى على صحيح بود.(49)


ب دعاى پيامبر براى قضاوت امام على عليه السلام


گاهى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در زمان پيامبر صلّى الله عليه وآله داورى مى كرد.


چون خبر آن به پيامبر صلّى الله عليه وآله مى رسيد، مى فرمود:


خدا را شكر مى كنم كه حكمت را در خاندان ما اهل بيت عليهما السلام قرار داده است.(50)


/ 38