تبيين اصل عدالت در انديشه حضرت علي عليه‏السلام - بقاء و زوال دولت در اندیشه امام علی(ع) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

بقاء و زوال دولت در اندیشه امام علی(ع) - نسخه متنی

محمد حاجی زاده

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

در مقابل عدالت مفهوم كليدي ظلم قرار دارد كه باعث زوال دولت است .

امام برپا داشتن عدالت را عامل ثبات نظام‏ها مي‏داند :

«ثباتُ الدُّولَ بإقامَةِ سُنَنِ الْعدلِ ؛ ثبات و پا برجا بودن دولت‏ها به برپا داشتن عدالت است».25

«هرگز چيزي چون عدالت كردن دولت‏ها را حفظ نمي‏كند و مستحكم نمي‏دارد» .26

به طور منطقي مي‏توان نتيجه گرفت كه امام هيچ عاملي را در تسريع فروپاشي دولت‏ها مانند ظلم نمي‏داند .

تبيين اصل عدالت در انديشه حضرت علي عليه‏السلام

بنابراين از ديدگاه امام علي مهم‏ترين اصل در اداره امور اصل عدالت است كه معيار همه چيز است و جز به مدد آن نمي‏توان به اهداف برپايي دولت دست يافت .

اگر دولت‏ها به راه و رسم عدالت عمل كنند و از ستم و بيداد بپرهيزند و در اداره امور با تدبيري صحيح و خردمندانه عمل كنند ، راه وحدت و هم‏دلي و اعتدال و راستي را بر مردمان هموار مي‏كنند و از گزند روزگار در امان مي‏مانند و مردمان در امنيّت و آسايش قرار مي‏گيرند و زمينه رشد و شكوفايي استعدادها به درستي فراهم مي‏شود و دولت و ملت عزت و عظمت مي‏يابند .

معيار بودن عدالت در اداره مردمان بدين‏گونه است كه قوانين بايد تابع عدالت باشد و استحقاق‏ها در همه امور رعايت شود و هر گونه تبعيض از جامعه زدوده شود . معناي اصل عدالت اين نيست كه افراد هيچ‏گونه تفاوتي با يكديگر نداشته باشند و با همه در همه چيز برابر هم باشند ، بلكه معناي اصل عدالت اين است كه تفاوت‏ها و امتيازات بر مبناي صلاحيت و استحقاق باشد و هر كس و چيز در هر جاي مناسب خود قرار گيرد چنان كه امام علي عليه‏السلام مي‏گويد :

«اَلْعَدْلُ يضع الاُمُور مَواضعها . . . ؛ عدالت كارها را در جاي خود قرار مي‏دهد27» .

در نگاه پيشواي عدالت‏خواهان ، علي عليه‏السلام ، ارزش عدالت ، ارزش محوري و فراگير است و اين ارزش محوري برتر از هر خدمت اجتماعي ديگر است . اگر خدمات اجتماعي بدون جهت‏گيري عدالت‏خواهانه و فارغ از اصل اصيل عدالت صورت پذيرد . راه به جايي نخواهد برد .

عدالت تنها يك امر پسنديده اخلاقي نيست ، بلكه مهم‏ترين اصل مديريت است :

«مِلاكُ السَّيِاسَةِ الْعَدْلِ : معيار سياست عدالت است» .28

پيوند دولت و مردم و همدلي و همراهي آن دو ، و مشروعيت حكومت در نظر مردم جز در سايه عدالتي فراگير در مديريت حاصل نمي‏شود .

«اَلْعَدْلُ نِظامُ الاُمْرَةِ ؛ عدالت نظام بخش حكومت است» .29

«الْعَدْلِ قَوامُ الرَّعِيَّةِ ؛ عدالت نگهدارنده مردم است» .30

اصل عدالت بايد در همه اركان و شئون اداره امور جاري باشد تا اهداف دولت به درستي تحقق يابد .

بنابراين مهم‏ترين عرصه‏هاي عدالت در مديريت ، كه هر يك ركني ركين است ، عبارتند از :

1- متصف بودن زمامداران و مديران به صفت عدالت .

2- قرار دادن هر كس در جايگاه مناسب خودش براساس شايستگي‏هايش .

3- عدالت ، محور سياستگداري‏ها .

4- عدالت در نظارت و ارزشيابي در مديريت .

5- حفظ ارزش‏ها با تحقق عدالت .

6- اصلاح امور با تحقق عدالت اقتصادي .

7- تضمين سلامت امور با عدالت حقوقي و قضايي .31

خلاصه اين كه رعايت عدالت در كاركرد قواي سه گانه مجريه ، مقننّه و قضائيه و هم‏چنين در امور اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و انساني جامعه جامع همه عرصه‏هاي عدالت است .

«بي گمان آنچه بيش از همه ديده واليان به آن روشن است برقراري عدالت در كشور و گسترش دوستي ملت (مشروعيت مردمي) است . و بي گمان دوستي افراد ملت به يكديگر آشكار نگردد جز آنگاه كه دل ايشان از كينه پاك شود و خيرخواهي مردم راست نيايد جز آنكه بر گرد زمامداران خود جمع شوند و از وجود دولتمردان خود احساس سنگيني نكنند و از دوام حكومت آنان و درازاي مدّت بر سر كار بودن ايشان به ستوه نيايند .32

دولت حق ، مادامي كه در مسير عدالت حركت كند پايدار و پابرجاست .

«دولت عادل پايدار است» .33

دولت ستم‏گر زوال‏پذير است .34

ظلم و ستم سرزمين‏ها را ويران و هلاك مي‏سازد .35

هيچ دولت و حكومتي با ظلم و ستم بقاء نمي‏يابد و حقيقت اين است كه :

«اَلْمَلْكُ يَبْقي مَعَ الْكُفْرِ ، وَ لايَبْقي مَعَ الظُلْمِ ؛ حكومت با كفر برقرار مي‏ماند و با ستم پايدار نمي‏ماند .36

بنابراين كليد انديشه حضرت علي عليه‏السلام در در موضوع بقاء و زوال دولت‏ها دو مفهوم اساسي عدل و ظلم است كه اين دو اصل در تمام اركان دولت و ساختارهاي تشكيل دهنده نظام يك جامعه ساري و جاري است . لذا در ادامه اين پژوهش مفاهيم ساختار اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي و نظامي با توجه به نقش كليدي دو اصل ظلم و عدل بررسي خواهد شد .

/ 11