دریچه ای گشوده بر آفتاب نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دریچه ای گشوده بر آفتاب - نسخه متنی

حسین رزمجو

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و البته كه بى دردان از نهج البلاغه درمانى هم نخواهند يافت.




  • چون ندارى درد، درمان هم مخواه

    درد پيدا كن كه درمانت كنند'



  • درد پيدا كن كه درمانت كنند'
    درد پيدا كن كه درمانت كنند'



'
[ جواد محدثى، مقاله ى ''نهج البلاغه، كتاب دل'' مجله ى مدينه العلم، شماره 1 "بهار 1361" نشريه بنياد نهج البلاغه، صفحات 32 و 33. ]
كوتاه سخن آنكه: نهج البلاغه تصويرى است از آفتاب حقيقت، آفتاب وجود پيشواى خداپرستان و پرهيزكاران آزاده ى عالم- امام على "عليه السلام"-

و با توجه و اذعان به اين واقعيت كه به گفته ى خواجه شيراز، حافظ:




  • قلم را آن زبان نبود كه سر عشق گويد باز

    وراى حد تقرير است شرح آرزومندى



  • وراى حد تقرير است شرح آرزومندى
    وراى حد تقرير است شرح آرزومندى



[ خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازى، ديوان اشعار، به اهتمام: محمد قزوينى و دكتر قاسم غنى، چاپ تهران "بى تا" انتشارات كتابفروشى زوار، ص 306. ]
آنچه در اين نوشتار به رشته تحرير درآمده- و در مقالات بعد نيز نگاشته خواهد شد- شرحى نارسا و سايه روشنى كمرنگ است كه از آن تصوير بى همال نموده شده است. لذا در بيان حال و احساس نگارنده ى اين سطور نسبت به آن خداوندگار بلاغت و كتاب مستطابش- نهج البلاغه- شايد رباعى ذيل بتواند




گزارشگر و ترجمانى ضعيف باشد:




  • آن شه كه كمالش آسمانى است بلند

    اين دفتر نعت او چو بگشوده درى است

    بر چهره ى آفتاب و بر روى پرند



  • شهد سخنش فزون ز شيرينى قند
    بر چهره ى آفتاب و بر روى پرند
    بر چهره ى آفتاب و بر روى پرند



/ 116