دادگرى و ظلم ستيزى
پس از حقمدارى و خداترسى، مهمترين ويژگى اخلاقى كه به اعتقاد صاحب نهج البلاغه ى شريف، بايد در رهبر جامعه ى اسلامى باشد، خصلت عدالتخواهى و ستم ستيزى است.
اگر عدالت را به مفهوم: اصل برابرى طبقاتى و تساوى حقوق انسانى در جامعه و نفى هر گونه تبعيض، با رعايت استحقاقها و رساندن حق به ذى حق، در نظر گيريم و ظلم را به معنى اعم آن، شامل: همه ى قبايح شرعى و عقلى بدانيم و از گناهان بزرگ به حساب آريم و از طرفى با توجه به اين كه خداوند فرجام دردناك ظالمان را با چنين تعبيرات خبر داده است:
- "و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون" [ سوره ى مباركه ى شعرا "26" آيه ى 227. ]
- و لا تحسبن الله غافلا عما يعمل الظالمون" [ سوره ى مباركه ى ابراهيم "14" آيه ى 42. ]
مالا ارزش دادگرى و ظلم ستيزى و لزوم آن در زمامدار جامعه ى اسلامى مشخص تر مى شود.
بى گمان، عدالت از اصول اساسى در اداره ى جامعه به شمار مى رود و عنوان مقدس ظل اللهى شايسته ى رهبران عادلى است كه متخلق به اخلاق الله شده اند. زيرا عدالت، از صفات خداوندى است كه خويشتن را "قائما بالقسط" [ ماخوذ است از آيه 18 سوره ى مباركه آل عمران "3" "شهد الله انه لا اله الا هو و الملائكه و اولوالعلم قائما بالقسط". ] خوانده
و انتظام كائنات و پيدايش شب و روز و ابر و باد و مه و خورشيد و فلك و آفرينش انسان و ساير مخلوقات را، بر پايه ى عدل قرار داده است. به تصريح قرآن مجيد، هدف از ارسال پيامبران، برقرارى عدالت در جوامع انسانى است: "لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط" [ سوره ى مباركه ى حديد "57" آيه ى 25. ] و خداوند خود به كرات مردمان را اين گونه به دادگرى و نيكوكارى دعوت فرموده است:
- "ان الله يامر بالعدل و الاحسان" [ سوره ى مباركه ى نحل "16" آيه ى 90. ]
"و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل" [ سوره ى مباركه ى نساء "4" آيه ى 58. ]