1. برابري - کرامت انسانی در سیره‏ سیاسی امام علی(ع) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

کرامت انسانی در سیره‏ سیاسی امام علی(ع) - نسخه متنی

علی‏اکبر علیخانی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

1. برابري

همه ي انسان ها برابر آفريده شده اند و قوم و قبيله، نسب، رنگ پوست، شرايط اقليمي و حتي دين و مذهب، هيچ تأثيري در ماهيت انساني ندارند. آنچه در دنياي امروز به آن حقوق بشر گفته مي شود، براساس همين اصل برابري انسان ها پي ريزي شده است. اولين فرد يا گروهي که بايد به اين برابري انسان ها اعتقاد داشته باشند و براي تحقق آن گام بردارند، حاکمان و نخبگان سياسي جامعه هستند. حضرت علي(ع) خطاب به حاکم مصر مي فرمايند:

و مهرباني بر رعيت را براي دل خويش پوششي گردان و دوستي ورزيدن با آنان را و مهرباني کردن با همگان، و مباش همچون جانوري شکاري که خوردنشان را غنيمت شماري؛ چه، رعيت دو دسته اند: دسته يي برادر ديني تواند و دسته ي ديگر در آفرينش با تو همانند.[5]

انسان به مصرف انسان بودن، از حقوقي برخوردار مي شود که رعايت آن بر همگان به ويژه حاکمان و نخبگان سياسي جوامع ضروري است.

حضرت در ادامه ي نامه ي فوق، دستوراتي صادر مي فرمايند و حاکم مصر را سفارش مي کنند که آنها را در مورد همه ي مردم تحت حکومت خود- اعم از مسلمان و غير مسلمان- به کار بندد. حضرت علي(ع) حتي براي حاکمان و رهبران جامعه، هيچ حق تقدمي قائل نمي شوند و به مالک اشتر تصريح مي فرمايند که:

بپرهيز از آنکه چيزي را به خود مخصوص داري که- بهره ي- همه ي مردم در آن يکسان است.[6]

و البته اين يکساني بهره ي همه ي مردم حتي حاکمان، فقط در حقوقي است که خداوند براي انسان- بما هو انسان- قرار داده است و شکي نيست که در زندگي فردي و اجتماعي، هر که بيش تر تلاش کند، بهره ي بيش تري خواهد برد.

حضرت علي(ع) هنگام خلافت خود، روزي درصد تقسيم بيت‌المال برآمد؛

خطاب به مردم مي فرمود:

اي مردم!... از آدم(ع)، فرزندي به عنوان غلام يا کنيز متولد نشد. همه ي مردم آزادند و امروز به خاطر شرايط و مقتضياتي، برخي بنده و مملوک شما قرار گرفته اند... مقداري از اموال مسلمانان نزد من جمع شده است که بايد در ميان شما از سياه پوست و سفيد پوست تقسيم شود.

بعد حضرت به هر نفر سه دينار داد. مردي از انصار و غلام سياهش که روز گذشته آزاد شده بود، هر کدام سه دينار گرفتند. مرد انصاري اعتراض کرد که:«يا علي! من اين غلام را ديروز آزاد کرده ام. آيا سهم مرا با او به يک اندازه مي پردازي؟» امام (ع) پاسخ دادند:«من در کتاب خدا نگاه کردم و هيچ برتري بين فرزندان اسماعيل[که کنيز زاده بودند] و فرزندان اسحاق[که آزاده بودند] نديدم.(ثقة الاسلام کليني 1413 ه ق: ص 49)

چنان که گذشت، برابري يکي از اصول کرامت انساني و يکي از شيوه هاي ارج نهادن و تحقق کرامت انساني در جامعه به شمار مي رود. همه ي انسان ها به خاطر شرافت و کرامت انساني خود قابل احترام اند و همه ي شهروندان در مقابل قانون از حقوق يکسان برخوردارند(شيخ مفيد 1371: ص 143؛ مسعودي 1370: ج2، ص 334؛ ثقفي کوفي اصفهاني 1355: ج1، ص ص 120 و 124 و ج2، ص 533؛ ابي يعقوب-: ج2، ص 214). حضرت علي(ع) به حدي به اين اصل پايبند بود که تضعيف و تزلزل نظام اسلامي نوپاي خود را پذيرفت، اما هيچ گاه اين اصل را زير پا ننهاد و بي جهت شخصي را بر ديگري ترجيح نداد. فضيل بن جعد گويد: مهم ترين عاملي که موجب شد عرب از حمايت حضرت علي(ع) دست بکشد، مسائل مالي بود؛ زيرا امام(ع) شريف را بر غير شريف و عرب را بر عجم برتري نمي داد و با رؤسا و بزرگان قبايل آن طور که پادشاهان رفتار مي کردند، رفتار نمي کرد و سعي نمي کرد کسي را[با اعطاي صله و مال] به خود متمايل کند، درحالي که معاويه عکس اين عمل مي کرد و به همين جهت مردم علي(ع) را ترک مي کردند و به معاويه مي گرويدند(ابن ابي الحديد 1387 ه ق: ج 17، ص 197).

حتي نزديکان و ياران حضرت به او گفتند به خاطر تقويت و حفظ نظام نوپاي سياسي، قدري از اين اموال را به آنان که بيم مخالفت و گريزشان به سوي معاويه مي رود، عطا کن؛ ولي حضرت بر آشفت و فرمود:

مرا فرمان مي دهيد تا پيروزي را بجويم به ستم کردن درباره ي آنکه والي اويم؟! به خدا که نپذيرم تا جهان سرآيد و ستاره يي در آسمان پي ستاره يي برآيد. اگر مال از آن من بود، همگان را برابر مي داشتم- که چنين تقسيم سزا است- تا چه رسد که مال، مال خدا است.[7]

/ 11