2. حفظ عزت نفس انساني - کرامت انسانی در سیره‏ سیاسی امام علی(ع) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

کرامت انسانی در سیره‏ سیاسی امام علی(ع) - نسخه متنی

علی‏اکبر علیخانی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

2. حفظ عزت نفس انساني

مناعت طبع و عزت نفس انساني، از گوهر هاي ارزشمند وجود انسان است که تحت هيچ شرايطي نبايد لگدمال شود و يا حتي خدشه بر آن وارد آيد. حضرت علي(ع) بر اين اعتقادند که در يک حکومت ديني، رهبران و نظام سياسي جامعه بايد با پايبندي به اصول، مباني، و ارزش هاي الهي، اخلاقي و انساني و با سياستگذاري و تصميم گيري در چارچوب همين اصول، زمينه هاي حفظ عزت نفس انساني را در جامعه فراهم آورند و علو اخلاقي مردم را تحکيم بخشند. تملق و چاپلوسي، از مهم ترين آفت هاي عزت نفس انسان به شمار مي روند و معمولا صاحبان قدرت و ثروت، نقش مهمي در ايجاد و اشاعه ي اين روحيه ايفا مي کنند. امام علي(ع) در نظام سياسي خود، به شدت با اين خصيصه مبارزه مي کردند و همواره به استانداران و فرمانداران خود سفارش مي فرمودند که:«اطرافيان خود را چنان بپروريد که شما را نستايند و بي جهت خاطرتان را شاد نکنند»(نامه ي 53، ص ص 328 و 340).

روزي امام (ع) در صفين سخنراني مي فرمودند، مردي از ياران او بلند شد و حضرت را ستود. از ادامه ي خطبه چنين بر مي آيد که حضرت بر آشفتند و به طور ضمني آن مرد را نکوهش کردند. امام ضمن يادآوري اين نکته که از زشت ترين خوي حاکمان اين است که بخواهند مردم آنان را دوستدار بزرگمنشي شمارند، فرمود:

و خوش ندارم که در خاطر شما بگذارد که من دوستدار ستودنم و خواهان ستايش شنودن.

سپاس خدا را که بر چنين صفت نزادم و اگر ستايش دوست بودم، آن را وا مي نهادم... و بسا مردم که ستايش را دوست دارند، از آن پس که در کاري کوششي آرند. ليکن مرا به نيکي مستاييد تا از عهده ي حقوقي که مانده است، برآيم و واجب ها که بر گردنم باقي است، ادا نمايم. پس با من چنان که با سرکشان گويند، سخن مگوييد و چونان که با تيزخويان کنند، از من کناره مجوييد و با ظاهر آرايي آميزش مداريد و شنيدن حق را بر من سنگين مپنداريد؛ و نخواهم مرا بزرگ انگاريد.[8]

گذشته از تملق و ستايش که حضرت(ع) بارها آن را منع و نهي فرمودند، هر مسئله يي که به نحوي موجب مي شد عزت نفس انساني خدشه دار شود، امام(ع) آن را بر نمي تافت و با آن مخالفت مي نمود.

حضرت علي(ع) هنگام عزيمت به صفين، در حال عبور از شهر«انبار» بودند.

کشاورزان اين شهر طبق رسوم و تشريفات ايرانيان، به استقبال امام(ع) آمدند و ابتدا پيشاپيش آن حضرت دويدند. حضرت(ع) دليل اين کار را پرسيدند، آنان پاسخ دادند:

بدين کار، اميران خود را بزرگ مي‌شماريم(ابن ابي الحديد 1387 ه ق: ج3، ص ص 203-204).

حضرت ضمن نهي اين عمل، خطاب به آنان فرمودند:

به خدا که اميران شما از اين کار سودي نبردند؛ و شما در دنيايتان خود را بدان به رنج مي‌افکنيد و در آخرتتان بدبخت مي شويد،و...[9]

اگر يکي از هدف هاي مهم امام علي(ع) را تجلي و تحقق کرامت انساني در جامعه و تلاش براي حفظ عزت نفس انساني بدانيم، اين کار و کارهاي مشابه، اقداماتي برخلاف جهت هدف اصلي به شمار مي روند.

در بازگشت از صفين نيز امام(ع) به تيره يي از قبيله ي«همدان» برخورد کردند.

«حرب بن شرحبيل شبامي»- که بزرگ قبيله بود- پياده در رکاب حضرت(ع) به راه افتاد درحالي که امام(ع) سوار بود. حضرت(ع) خطاب به وي فرمود: برگرد که اين گونه راه رفتن تو موجب مي شود والي فريفته و مؤمن خوار شود(نصربن مزاحم المنتصري 1403 ه ق ص 532).

/ 11